• دوشنبه، 11 آبان

پس کوچه های کثیف و تاریک و ترسناک

نمی خواهم و نخواسته ام از شهرم بد بگویم تا خدای نکرده بیگانه گمان بد برد،اما نمی شود چیزی نگفت، شهری که مظهر فرهنگ خوانندش، آن هم مزین به شهر ولایت،ولی سینه های کوچه هایش جرخورده از بی توجهی مسولین، دست اندازه و سرعت گیرهایش بسان قله تفتان، که ماشین ها هم گاه نفس کم می آورند و سینه خیز از رویشان رد می شوند.در ظلمات شب و بی روشنایی خیابانها، عبور از آن، پیاده به جای خودش سواره رفتن هم جگر می خواهد.

خدا نکند مسافری،مریضی یا رهگذری، دنبال رفع قضای حاجت و اجابت مزاج باشد،چون خبری از توالت عمومی بجز در دو پارک شهر، نیست.

 نبود و کمبود سرویس بهداشتی عمومی در سطح شهر ایرانشهر،منجر به این شده که افراد و خانواده ها برای رفع نیاز خود، اقدام به مراجعه به کوچه و پس کوچه ها و چهار دیواره های متروک وخلوت شهر را مزین کنند

انگار که گرانفروشی در شهر من مد شده و چانه زنی عادت.

آنهم شهری با این همه مسجد و عالم و ادعا….،

و معتقد.

فقر نیست و فقیری در شهر نمی بینید، و آنچه که می بینیم محض خالی نبودن عریضه است.

طرح های ترافیکیِ ابتکاریِ شورای ترافیک،بدون در نظر گرفتن صبر و تحمل مردم، سبب قانون شکنی های فراوان آنهم در مسیر خطرناکی مانند بلوار مکران و پمپ بنزین شده، اینجا هم دیگر خلاف رفتن عادت شده،

برای ساماندهی خیابان کلات، صبر ایوب هم دیگر به سر آمده و یارزاق، یارزاق گفتنش گوش فلک را کر کرده،

همیشه با شنیدن کلمه فجر، نوید فتح و پیروزی در اذهان تداعی می شود اما در ایرانشهر من، فجر یعنی پارک، پارکی که سالیان سال است که از رونق افتاده و اسیر دست دسیسه ها گشته، 

شب،کوچه،وحشت،پیاده روی ممنوع

عبدالجلیل جعفری

کانال زیر را join کنید

https://tlgrm.me/jafari_abdoljalil

پیشنهادات و نظراتتان را با ما در میان بگذارید

ممنون ازلطفتان

By admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *