• دوشنبه، 11 آبان

بررسي نقش و
عملکرد شوراي اسلامي در مديريت شهري  و روستایی با ساز و كار مديريت مشاركتي

از جمله عوامل بسيار مهم و حائز اهميت در
فرآيند تشكيل شوراها فراخواندن شهروندان به مشارکت در تصميم گيريهاي مهم و استراتژيك
شهري مي باشد با اين رويكرد كه بتوان اين نگرش را در اذهان عمومي ايجاد نمود كه مشاركت
جامعه انساني در پيشبرد اهداف اينگونه تشكلات مهم و موثر مي باشد. اين امر سبب مي شود
تا نگرشي مثبت با اين نوع نگاه در شهروندان ايجاد گردد كه شهروندان بعنوان ” شهروندان
واقعي” ديده شده اند و نظرات آنهاست كه چشم انداز آينده جامعه انساني مورد نظر
را ترسيم مي نمايد. به حساب آوردن افراد جامعه انساني شهري به عنوان ” شهروند
واقعي” و تأثير گذار در تصميم گيري براي امور شهري، نتيجه گري در مطالعات اوليه
شهري و انجام فرآيند عملياتي پروژه هاي عمران- توسعه را ثمر بخش خواهد نمود زيرا اين
امر منجر به رضايت شهروندان خواهد شد و اين نتجيه منتج نگرديده است مگر با مشاركت جامعه
انساني مورد نظر در اخذ تصميمات استراتژيك و حائز اهميت. حال بايد به اين موضوع پرداخت
كه فلسفه مديريت مشاركتي چه مي گويد؟

 

مديريت مشاركتي در واقع نوعي سبك مديريت
مي باشد كه مشخصه اصلي آن كاربري فراوان در روش تصميم گيري گروهي است. اين سبك كاملاً
در نقطه مقابل مديريت خودمدار است. تئوري پردازان سبك مشاركتي غالباً بر اين باورند
كه بدين وسيله انسان ها بطور عاطفي خوب كار مي كنند و گاهي آن را مديريت دموكراتيك
نيز مي نامند. مديريت مشاركتي سبكي است كه در آن تصميمات با مشاركت افراد انساني اتخاذ
مي گردد و  به مديران اجازه مي دهد تا در قسمتي
از گروه وارد شوند و تصميمات بهتري اتخاذ نمايند. به عبارتي مي توان گفت: تعريف مديريت
زماني كامل مي شود و معنا و مفهوم واقعي خود را پيدا مي كند كه مديريت مشاركتي معنا
پيدا كند”. البته شايان ذكر است كه در جوامع امروز به روشني پيداست كه در ميان
نيروهاي قدرتمند حاكم بر دنياي تجارت كنوني مثل فناوري اطلاعات، وابستگي اقتصادي و
زيست محيطي در سراسر دنيا، تقاضاي گروههاي ذي نفع و . .. پديده مشاركت تنها نيروي حيات
بخش و عامل پويايي و طراوت و بهره وري در سازمانها به شمار مي آيد كه با ايجاد ارتباطات
شبكه اي در سازمان و  با استفاده از فكر جمعي،
سبب مي شود تا سازمان حركت تندي از وضع موجود به سمت و سوي وضع مطلوب خود بر دارد،
كه خود سبب مي شود تا مرم از حاشيه نشيني و 
بي تفاوتي و نقش سايه اي داشتن در سازمان به مركز و درون سازمان كشانده شوند
و صداي خاموش آنان به گوش مديران سازمان برسد. همچنين مشاركت سبب مي شود تا افراد با
همدلي بر مشكلات چيره شوند و چون افراد بيشتر و با دانش ها و رويكرد رفتاري منحصر به
فرد  در كارها نظر داده و مشاركت فعال دارند،
تصميمات بهتر اجرا مي شود و در نهايت فعاليت سازماني كيفي شده و به سمت بهينه شدن پيش
مي روند.

بر اساس تحليل محتواي آماري نامه هاي روساي
شوراها، مشکلات شهرها به شش دسته تقسيم مي شوند: مشکلات اقتصادي، فرهنگي، سياسي، حقوقي،
شبکه ها و امور زيربنائي و زيست محيطي و بهداشتي. همچنين مسائل و مشکلات عمده اي که
شوراها با آن برخورد کرده اند به قرار ذيل مي باشد:

1. يکي از مسائل مهمي که شوراها با آن مواجه
بوده اند انتخاب شهردار يا دهيار ( جهت شوراي روستا) است. بر اساس داده هاي بدست آمده
در انتخاب دهیاران و شهرداران داشتن تجربه اجرائي و تحصيلات بالا بيشترين امتياز را
کسب کرده اند و مورد منفی آن پايبندي به جناحي خاص است.

2. قبول شوراها از سوي ادارات ديگر در سطح
شهر و اعمال نظر آنها در برنامه ريزيهاي شهري و روستایی از ديگر مسائل شوراها مي باشد.

3. قانون اساسي به صراحت مشخص نکرده که
هدف از ايجاد شوراها نظارت است يا اجراء( سياستگذاري يا کار گذاري).

4. با وجود اينکه شوراها رسماً موظف به
اجراي وظايف قانوني خود شده اند اما عدم آمادگي لازم ساير سازمانها براي هماهنگي هاي
مختلف با شوراها خود مشکل بزرگي شده است که به عقيده برخي از کارشناسان همين امر مي
تواند به مرور زمان نقش واقعي شوراها را کمرنگ سازد.

5. شوراي شهرو روستا يا شوراي شهرداري
و دهیاری، شوراها از نظر ترکيب اعضاي خود عموماً فاقد تخصص هاي کافي در امور شهر و
شهر داري هستند. در برخي موارد شوراها متأثر از شهرداري و دهیاری مي شوند و اين ابهام
را به وجود مي آورد که شوراي شهرند يا شوراي شهرداري ودهیاری.

By admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *