کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / بایگانی برچسب: دبگزان

بایگانی برچسب: دبگزان

اسم آهوران را شنیده اید؟

💠 اسم آهوران را شنیده اید؟

✍🏻 صادق سرفرازی

وقتی که به جاده خاکی رسیدیم. گفتم که دیگر حتما انتهای راه است و دیگر روستایی نیست. اما هرچه در این خاکی و گردخاک ها راه می رفتیم در لابه لای این گرد و خاک ها روستاهایی زیبا و نزدیک به هم را می دیدم. زیبا از برون، و داغون از درون، اگر می خواستیم به درون هر کدام سرک بکشیم واژه پرتکرار این روزها را می دیدم که گویا سال هاست در این روستاها بست نشسته و این تک واژه عشق که برخی گویا عاشق اویند واژه محرومیت است، اهالی این روستاها این واژه را نمی شناختن اما با او زندگی می کردن، اما برخی دگر خوب او را می شناسند و از تکه کلام بودنشان تا ذکر صبحگاهی و نطق میانیشان همین لفظ است اما خالی از یکبار دیدن این واژه،

به مسیرم ادامه می دادیم، محرومیت نیز با ما بود تک به تک روستاهای آهوران، نگاهم به کودکی ناز و روستایی دلنواز ایستاد، کودکی بدور از هیاهوی زمان، بدور از سیاست جهان، با پاهایی برهنه و لباسی کهنه

شنیدم مادران این سرزمین نقش پدران را هم به دوش می کشند، مادرانش از سحر تا به قمر سوزن را در تارو پود لباس می بافند نه برای زیبایی زنانه خود، نه آنکه دل دارد و می خواهد ملکه خانه باشد نه آنکه دوست دارد چندی یک بار لباسی نو به تن کند خیر بلکه برای دیگری و آن دیگری نان است، او غم نان فرزندانش را با بهای جان و عمرش می خرد، درود بر مادران سرزمینم، حیف که او اندکی خوشی را که حقش هست، در این جهان و زمان نمی بیند.
اما قرار است تا کی؟ تا کی آهوران سرزمین کوه و رودهای خروشان از توجه ها خاموش باشد؟ چو نوبت به او رسد تحریم برسد، خالی بودن جیب دولت سرک بکشد، بی کفایتی مسئولان خودنمایی کند، بی اهمیتی مسئولین سلام بکند،
ای کاش امیدی بود و ای کاش صدایی بود. تا امیدش انتظارمان را شیرین و صدایی که محرومیتمان را فریاد زند،

چرا ندای محرومیت این سرزمین، بهارستان را تکان نمی دهد، افسوس! دشتیاری مرکز و شمال استان اینجاست! که مردمانش در عوض آب، نان ندارند راه ندارند بهداشت که مخفیست و آموزش تعطیل است چون فضای ارتباطی در کار نیست، سوال اینست چرا وزیر راه آهوران را نشناسد، و برای بهبود راه های نبوده ی آن اندیشه نکند،

مردمان این دیار آشنای محرومیتن، اما لایق آسایشن،

و انتهای سخن، ندای محرومیت این مردمان باشیم، شاید که اندکی از وظیفه انسانیت را به انجام رسانیم.

کلام امروز به پایان رسید، باشد که پایان محرومیت را قبل از پایان عمرمان ببینیم.

دشتیاری به دنبال آب و آهوران به دنبال نان

دشتیاری بدنبال آب و آهوران بدنبال نان

چندین روز است که چانف مرکز آهوران مملو از منتظران است منتظرانی که انتظار کیسه ای آرد را می کشند،
برخی از صدها کیلومتر که چه صعب العبورند راه پیموده و به مرکز رسیده اند اما دریغ از یک کیسه آرد
یکی از دوستان حکایت می کرد: هستند مادران و پدرانی که فرزندانشان را چند روزیست رها کرده و آمده اند در صف دریافت آرد عشایری، اما آرد عشایری که گیرشان نیامده هیچ، بلکه آزاد هم یافت نمی شود. گویا حکایت این است که باید با نان خداحافظی کرد.
به نظرم در آهوران بابا نان داد را باید حذف کرد زیرا پدر از چانف بدون نان آمد.

این دغدغه مردم این سرزمین نه آشنا بلکه غریب است، اما تقاضای ما اندکی توجه از مسئولین عزیز، محبتی از جنس تلاش برای رفع این معضل است.

پیشاپیش دستمریزاد و خداقوت خدمت مسئولین که ان شاءالله بزودی شاهد رفع این مشکل باشیم و با خنده های کودکان آهوران، دنیا و آخرت را شادان زندگی کنیم. و باشد که پدر در برابر فرزندش شرمنده نباشد.

سپاس از همه مسئولین عزیز 🌹

✍🏻 شهروندی از دیار آهوران بی نام و بی نان