کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / بایگانی برچسب: برشک

بایگانی برچسب: برشک

نه سال انتظار …


حدود هشت الی نه سال از بخش آهوران به مرکزیت چانف می گذرد در این مدت چه اتفاق میمون و خوشی اتفاق افتاده است ؟ هنوز برای انجام امورات اداری باید به بخش اسپکه مراجعه کنیم در کجای کشور همچنین حالتی وجود دارد که یک بخش زیر نظر یک بخش دیگر باشد؟!
برابر ماده ۱۲ قانون تعاریف وضوابط تقسیمات کشوری:
از لحاظ نظام اداری دهستان تابع بخش وبخش تابع شهرستان و شهرستان تابع استان واستان تابع تشکیلات مرکزی است
ماده ۱۴قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری :
رعایت محدوده کلیه واحدهای تقسیماتی برای تمامی واحدها وسازمانهای اداری(اجرایی وقضایی) ونهادهای انقلاب اسلامی کشور لازم است. هنوز زمان آن نرسیده که یک اداره مستقل یا یک نمایندگی ادارت به معنی واقعی کلمه در بخش آهوران ایجاد شود چرا کسی در این مورد پاسخگو نمی باشد .برا اساس قانون ماده ۴ تبصره ۵مرکز بخش با هر جمعیت به شهر ارتقاء پیدا کند هنوز بعد از گذشت ۹سال هنوز زمان آن فرا نرسیده که مرکز بخش آهوران به شهر ارتقاء پیدا کند؟ چرا بعد از گذشت چهل سال از عمر جمهوری اسلامی ایران مردمان بخش آهوران هنوز از نعمت آب آشامیدنی سالم و بهداشتی محروم باشند . چرا از خدمات بهداشتی و درمانی مناسب محروم باشند. انقلاب شد که تبعیض نباشد بین ملت چرا هنوز کلمه محروم هنوز وجود دارد . چرا هنوز راه ارتباطی مناسبی با مرکز شهرستان وجود ندارد . چرا هنوز روستاهای بخش راه ارتباطی مناسبی ندارند؟ چرا مردم بخش تا هنوز از حداقل امکانات رفاهی محروم باشند مسئولین که در راس قرار دارند وظیفه رفع محرومیت و کاستی ها را دارند چرا تا هنوز اقدام مناسبی صورت نگرفته است . اگر مردمان اهوران مردمانی نجیب هستند چیزی نمی گویند اما خود شما احساس مسئولیت نمی کنید در پیشگاه خداوند چه جوابی دارید؟

تهیه آب آشامیدنی مردم مرکز بخش آهوران
نه سال پس از بخش شدن چانف مردم مرکز بخش کماکان اینگونه آبشان را تامین می کنند

منفعت یا مصلحت یا نداشتن برنامه یا ناکارآمدی مدیران آب و فاضلاب

 

*💢منفعت یا مصلحت یا نداشتن برنامه یا ناکارآمدی مدیران آب و فاضلاب*

◀️ریاست محترم جمهور
◀️جناب مهندس معین الدین سعیدی نماینده محترم مردم
◀️استاندار محترم سیستان و بلوچستان
◀️سازمان بازرسی کشور

◀️فرمانداران استان

امروز که این متن را می نویسم در فضای مجازی و حقیقی هر روز شاهد ناله و فریادهای مظلومانه مردم بلوچستان برای تامین آب شرب هستم مردم تشنه اند گرما ۵۸ درجه و مریضی مهلک امان مردم رو بریده است به قول جناب سعیدی چرا صدای تشنگی مردم بلوچستان شنیده نمی شود برنامه آب رسانی سقایی که سال های اول انقلاب برای تامین موقت آب شرب اجرا گردید امروز قریب به چهار دهه است که ادامه دارد و شیرینی و شهد آن باعث گسترش شده است در کجای دنیا شما سراغ دارید همچنین برنامه ای بلند مدت که به ضرر مردم است اجرا و گسترش پیدا کند تا جایی که بنده اطلاع دارم قرارداد هر تانکر آب رسان شخصی بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان در ماه است سوال اینجاست آیا واقعا این سازمان کمبود بودجه دارد یا کمبود مدیر توانمند وبابرنامه ، ما مردم بلوچستان از تمام نهادهای نظارتی درخواست عاجزانه داریم که این طرح را هم از لحاظ قدمت اجر، بودجه ، هزینه ، قراردادها ، عملکرد مدیران سابق ، حال و علت تداوم این طرح میلیاردی با اسم های متفاوت به جای جایگزین کردن آن با حفر چاه و ایجاد مجتمع و شبکه های آبرسانی بررسی نمایند ادامه این روند نه تنها مورد پذیرش افکار عمومی و در شان نظام و مردم نیست و با سومدیریت باعث بدنامی و بهانه ای برای رسانه های معاندین خواهد شد .

*دیگر شانه های مادران ما نای حمل گالن های آب شرب را ندارد دختران ده ساله انقلاب الان مادران پنجاه ساله هستند😔*

 

نگارنده : تشنه ای از بلوچستان چانف آهوران

مردم مظلوم بلوچستان
منبع: صدا بلوچستان

علل پیشرفت و یا عقب ماندگی یک روستا

علل پیشرفت و یا عقب ماندگی یک روستا و موانع  پیشرفت و توسعه یک منطقه

توسعه همه جانبه شهری و روستایی بستگی مستقیم به *بیداری و آگاهی خواص* هر جامعه دارد.

منظور از خواص ، *قشری از جامعه است که تاثیر مستقیم بر روی دیگر افراد جامعه دارند* . این قشر در جوامع امروزی تحصیلکرده ها و افرادی اند که مسئولیتی در جامعه دارند ، که در جوامع سنتی ، کدخداها و ریش سفیدان این جایگاه را دارا بودند .
در منطقه ما هم با توجه به بافت سنتی آن ریش سفیدان و بزرگان منطقه وعلما نقش اصلی را بر عهده دارند.
اگر خواص یک جامعه *نسبت به مسائل و مشکلات آن جامعه احساس مسئولیت داشته باشند و در جهت رفع آن قدم بردارند ، آن جامعه روح ترقی و پیشرفت را به خود خواهد دید .*

از آنجائیکه خواص در معرض الگو قرار گرفتن از سوی دیگران هستند ، لذا بیداری و آگاهی آنان میتواند در نسل بعد تاثیر گذاشته و آثار و تبعات مثبت داشته باشد

قدم دوم برای توسعه و آبادانی روستا و یا شهر ، *جذب ( دعوت ) مسئولین برای رسیدگی به روستا و توجه دادن آنان به مشکلات میباشد* . در این بین داشتن تعامل و روابط عمومی مثبت با مسئولین دولتی و اجرائی و کشاندن آنها جهت ملاقات و دیدارهای مستقیم با مردم و پی بردن و پیگیری کاستیها و کمبودها ، قدمی مهم در جهت عمران و آبادی در رفاه اجتماعی میباشد . *ارتباط مستمر شوراها و دهیاران و مسئولان استانی زمینه ساز توسعه روستاها است*

موانع پیشرفت و توسعه یک منطقه

بی شک همیشه در اذهان توده مردم پرسش مهم *« عدم پیشرفت»* مطرح می شود و جوابهایی مانند استعمار، استبداد، ناآگاهی و … برای آن مطرح می گردد. اما کمتر از علت اصلی پیشرفت که *نبود وحدت و هماهنگی* میان اجزای جامعه می باشد، سخنی به میان می آید. اگر می خواهید علت اصلی عدم پیشرفت جامعه مان را بررسی نمائید کافی است با مردمان و نحوه برخورد آنها با مشکلات موجود آشنا شوید تا درک بهتری از آینده داشته باشید.

۱ عده ای از مردم تفکر مادی و ماتریالیستی دارند *فکر و عمل آنها فقط در پول خلاصه می شود،* *بیچارگی دیگران هیچ اهمیتی برای آنها ندارد،مخالف پیشرفت و توسعه جامعه می باشند چراکه موقعیت فئودالی خود را با پیشرفت جامعه در خطر می بینند* لذا منادیان پیشرفت را *یاغی و عصیانگر* خوانده و در فکر تثبیت *افکار غلط گذشته* می باشند.

۲ عده ای حقیقت را نزد خود می یابند و *همه را محکوم به کج فهمی و بی دینی می نمایند و تحمل پیشرفت جامعه را ندارند،* موقعیت گذشته خود را با افکار تازه در خطر می یابند، به جای تقویت پایه های پیشرفت، با جهل و نادانی خود روش دیگری در پیش می گیرند که دیگر طرفدار ندارد و به غیر از خود دیگران را لایق زندگی خوب نمی دانند و به قول مولوی:

خرقه پوشی من از غایت دینداری نیست      جامه ای بر سر صد عیب نهان می پوشم

۳ گروهی دیگر *در ایام خاصی ندای پیشرفت و توسعه سر میدهند  و خود را از رهبران پیشرفت جامعه معرفی می نمایند اما زمانی که پول، ریاست، تهدید و حتی جالبتر از همه معروف شدند دیگر حقیقت جامعه و درد مردم را فراموش می نمایند* و بخاطر مشکلاتی که پیدا می کنندمسایل گذشته را به عللی از یاد می برند و به خاطر رهایی از عذاب وجدان با منادیان جدید پیشرفت سر خصومت و دشمنی دارند.

۴ عده ای دیگر همیشه محزون و غمگین کنج بی مسئولیتی را اختیار می کنند و جامعه را مسئول عقب ماندگی خود می دانند، از آدم و عالم می نالند، هیچ سعی و تلاشی  برای تغییر وضع  موجود ندارند در مقابل پیشرفت به علت عدم اعتماد به نفس دچار تزلزل اجتماعی شدید می شوند  حتی از شنیدن کلمه پیشرفت هم تنفر دارند.

۵ دسته ای دیگر هم افکار خود را تعطیل نموده و با هیچ خیر وشری کار ندارند. *کنج راحت بی مسئولیتی تفکر رابرگزیده و هیچ نظر وعقیده ای را ابراز نمی دارند* تا بواسطه آن نقدی هم بشوند که مایه زحمت آنان شود.بنابراین منتظرقهرمانان می باشند،نه اینکه از خود قهرمانی بسازند.

۶ دسته دیگر که بدترین گروه ممکنه می باشند، *آنهایی هستند که خوب وبد جامعه را بهتر از هرکس دیگری می دانند، اما مصلحت نمی بینند که خود را درگیر آن مسائل کنند.* در برابر مردم، نقش بازی می کنند و منادیان پیشرفت را قربانی منافع شخصی و خانوادگی خود می کنند، از زحمت دیگران سوء استفاده کرده واز آنان ابزاری برای پیشرفت خود می سازند و *مخالف آگاهی و شعور جمعی می باشند ولی در ظاهر منادی پیشرفت هستند* و به قول حافظ:

خوش بود گر محک تجربه آید به میان                    تا سیه روی شود ، هرکه در او غش باشد

۷ عده ای دیگر،هیچ عقیده ومسلکی ندارند، لهو لعب و عیش نوش دنیوی، نهایت آرزو و پیشرفت آنان می باشد بنابراین جامعه هیچ ارزش و اعتباری برای آنها ندارد، از جامعه رانده شده و هیچ رغبتی برای بازگشتن به آن ندارند پس در فکر پیشرفت ان نیز نمی باشند.

۸ دسته آخر که تعدادشان محدود و محدود می باشد افرادی هستند که در شناختن نقش خود ریاضت ها کشیده و در تنور ناملایمات و سختی ها پخته شده اند، برنامه دنیوی و اخروی خود را از قرآن و تعالیم پیامبران و بزرگان استخراج کرده و جز خدا مرحم دردی ندارند. در مقابل جامعه مهر سکوت بر لب ندارند، مصلحت گرا و محافظه کار و ترسو نیستند و به خاطر پیشرفت جامعه و مردم از جان و مال و آبرو و حیثیت خود خرج می کنند و همه را به نیکی و تعاون و با هم بودن فرا می خوانند.

📣نتیجه: *با این اوصاف اگر می خواهیم پیشرفت کنیم باید سعی کنیم در گروه هشتم قرار گیریم و تا خود را اصلاح نکنیم جامعه ای پویا و آبادان نخواهیم داشت.و سعی کنیم که خودمان استقلال فکری وایده داشته باشیم و وابسته به دیگران نباشیم.باید اعتماد به نفس قوی داشته باشیم.*

« به امید پیشرفت و تعالی جامعه عزیزمان»

بازگشایی راه های روستایی توسط مردم

اکثر راه های ارتباطی روستاهای منطقه خاکی و صعب العبور هستند و از دل رود خانه عبور می کنند که با بارش باران و جاری شدن کمترین آب راه های ارتباطی مسدود می شوند و مثل همیشه نهاد های دولتی به بهانی نبود بودجه و گازوئیل و… دست به کاری نمی زنند و این خود مردم هستند که کمر همت را بسته و راه هار ا با بیل و کلنگ درست می کردند . تصاویر زیر هم مربوط به مردم هبودان و پاگ هست که درحال باز گشایی راه های ارتباطیشون هستند.

هنوز روستاهایی وجود دارند که راه های ارتباطی آن با دستان پینه بسته مردم باز می شود و مسئولین همچنان در خواب غفلت بسر می برند.

حضور شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش آهوران

حضور مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش آهوران

چانف آهوران

روز پنج شنبه در بخش آهوران شور و شعف موج میزد دلیل آن هم تشریف فر مایی شیخ الاسلام به این بخش بود هر کس به طریقی خودش را آماده کرده بود  که از مولانا استقبال کند بالاخره انتظارها به پایان رسید مولانا وارد دهستان چانف شد و با استقبال پرشور مردم وارد مسجد جامع سلمان فارسی چانف شد با ورودش مراسم آغاز گشت مجری برنامه محمد بخش رئیسی رئوس برنامه ها را اعلام کرد و مراسم با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید آغازشد و بعد از آن عرض خیر مقدم توسط مولوی عبداللطیف و سپس سرود حوزه علمیه دار العلوم چانف و دقایقی بعد با سخنرانی حافظ احمد  ادامه یافت وسپس  مولانافضل الله با یک سرود نغز در مورد نماز همه را به وجد آوردو در پایان شیخ الاسلام برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت و پس از حمد وثنای خداوند و تشکر و قدردانی از استقبال مردم منطقه محور سخنرانیش را که درمورد اهمیت نماز بود آغاز کرد و فرمودندکه  اگر چنانچه در قرآن جستجو کنیم بعد از ایمان و توحید  بیشترین تاکید بر نماز است  اما نماز  در زندگی مسلمانان کم رنگ شده  و علما از اینکه مساجد خالی اند  خصوصا در نماز صبح  تذکر دادند و مولانا بیشترین نگرانیها را  کوتا هی در نماز دانست و با تاکید بر اینکه انسانی که نماز را قضا می کند و انسانی که غیبت می کند و ربا و رشوه می گیرد تمام اینها را خیانت به خدا و رسول خدا دانست و در واقع چنانچه اگر خلاف آنچه خدا و رسولش فرموده اند سرپیچی کنیم در واقع به خودمان خیانت کردیم و در ادامه فرمودند: ما مترسیم از اینکه قوم ما مبتلا به مصیبت شود و آنچه که در اطرافمان می گذرد  همه هشدار هستند که آگاه باشید  از جمله این مصائب زلزله  است که هشدار بزرگی بود  و آنچه که در گشت رخ داد  و این لطف خداوند بود بجز یک نفر تلفات زیادی نداشتیم و گر نه این زلزله با این ریشتر بالا  که از کار کارشناسی خارج است  چو ن زلزله هایی با این ریشتر و حتی کمتر  باعت تلفات  شده اما شکر خدا منطقه ما حفاظت شد  خداوند می خواهد ما و شما را متوجه گرداند

حضور شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش آهوران

ورود شیخ الاسلام به چانف وبخش آهورانبزودی تکمیل می شود

 

هنگام دعا

هنگام دعاهنگام دعا

 

 

 

 

 

مسکن های بی بنیاد

« اینک ما به مرحله حساسی از دوران اتقلاب اسلامی خود رسیده ایم .دوران سازندگی ، دورانی که باید از ثمرات انقلابمان مردم محروم و ستمدیده ایران بهرمند شوند ، دورانی که باید شکوه نظام عدل اساسی را لمس کنید ، دورانی که همه باید دست به دست هم بدهیم تا ریشه فقر و استضعاف را برکنید .

در رژیم منفور پهلوی مسئله مسکن یکی از مصیبت بارترین مشکلات اجتماعی مردم ما بود . بسیاری از مردم در اسارت تهیه یک قطعه زمین و داشتن یک لانه بودند و چه بسا تمام عمرشان را زیر بار بانکها و سودجویان و غارتگران بسر می بردند تا بتوانند پناهگاهی رابرای خود و فرزندانشان دست و پا کنند .

نظام اسلامی چنین ظلم و تبعیضی را تحمل نخواهد کرد و این از حداقل حقوق هر فرد است که باید مسکن داشته باشد ، مشکل زمین باید حل شود و همه بندگان خدا باید از این موهبت الهی استفاده کنند . همه محرومان باید خانه داشته باشند ، هیچکس در هیچ گوشه مملکت نباید از داشتن خانه محروم باشد . بر دولت اسلامی است که برای این مسئله مهم چاره ای بیندیشد و بر همه مردم است که در این مورد همکاری کنند .»

متن بالا گوشه ای بود از سخنان امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی‌ایران در تاریخ ۲۱ فروردین سال ۱۳۵۸ به مناسبت تشکیل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و مقدمه ای برای یک درد دل کوتاه با مسؤلین عزیز بنیاد مسکن شهرستان نیکشهر استان سیستان بلوچستان.

چند سالی است که بنیاد مسکن شهرستان نیکشهر آستین همت بالازده و اقدام به ساخت مسکن های روستایی برای متقاضیان دهستان چانف و روستاهای دور و بر آن نموده است ؛ و مردم محروم منطقه هم به هوای خانه دار شدن برای ساختن خانه ثبت نام می کنند . بعد از مدت مدیدی خانه ها تحویل صاحبانشان می شود؛ آن هم چه خانه هایی ،دواتاق با بی کیفیت ترین مصالح بدون در ،پنجره و کارهای داخلی ساختمان!!! حالا سرویس بهداشتی و… بماند . فقط چندتا بلوک روی هم ؛ و بعد از مدتی هم احضارمردم برای پرداختن اقساط این چندتا بلوک سیمانی که آقایون روی هم گذاشته اند را بپردازند .  و متأسفانه بخاطر کم کاری و سهل انگاری مسؤلین شهرستان و پیمانکاران این خانه ها با همین وضع به مردم تحویل داده شد. و مردمی که شوق خانه دار شدن را در سر میپروراندند بعد از تلاش های بی نتیجه شان دلسرد شدند و این خانه هایی که باید پناهگاهی می شد برای محرومان آغلی شده است برای گوسپندان.

خانه های بنیاد مسکن نیکشهر-چانف

نمیدانم برای چه این عزیزان حرف های امام راحل را که فرمودند: «همه محرومان باید خانه داشته باشند ، هیچکس در هیچ گوشه مملکت نباید از داشتن خانه محروم باشد »  از یاد برده اند . نمیدانم برای چه این عزیزان اهداف بنیاد مسکن انقلاب اسلامی‌ را که یکی از اهداف آن «احداث مسکن مقاوم و بادوام روستایی» است را فراموش کرده اند . و هرچی بیشتر در این مورد پیگیر می شوی کمتر نتیجه می گیری .  اکنون چهار، پنج سال از ساخت این مسکن ها می گذرد ولی هیچ خبری و امیدی برای بازسازی و تکمیل این خانه ها نیست .

امیدوارم با توجه به نزدیک بودن ۲۱ فرودین سالروز تاسیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی مسؤلین عزیز کمی به خود بیایند آرمان ها و سخنان امام راحل را بیاد بیاورند و فکری به حال این مردم با خانه های نیمه کاره ای که روی دستشان مانده بکنند.

به امید آن روزی که هر خانواده ای دارای سرپناهی باشد.

در پایین تصاویری از خانه هایی که بنیاد مسکن با پیمانکاران فعالشان!!! برای مردم ساخته اند مشاهده میکنید.

خانه های احداثی بنیاد مسکن نیکشهر-چانف

خانه های احداثی بنیاد مسکن نیکشهر-دهستان چانف

نمای داخلی خانه های احداثی بنیاد مسکن نیکشهر

خانه های احداثی بنیاد مسکن نیکشهر- دهستان چانف

مصالح مورد استفاده در ساخت این خانه ها

خانه های احداثی بنیاد مسکن نیکشهر- دهستان چانف

دهستان چانف بخش لاشار - شهرستان نیکشهر- خانه های بنیاد مسکن نیکشهر

بخش آهوران چانف

بخش آهوران چانف

چند سالی بود که با نزدیک شدن ماه های دی و بهمن شایعه بخش شدن چانف قوت می گرفت حرف های مختلفی از دوروبری هایت می شنیدی یکی میگفت این بهمن ماه بخش میشه یکی میگفت نه دو ماه دیگه و دیگری میگفت سال بعد و…وچندین سال با همین شایعات گذشت تا بالاخره امروز یکشنبه یازدهم دی ماه نود این شایعه به حقیقت پیوست . بله چانف بخش شد!!!  متن کامل خبر از این آدرس خبر بخش شدن چانف در سایت ایرنا

chanfGalaxy

الحمدلله به هر طریقی بود چانف بخش شد اما بعدش چی؟ آیا با بخش شدن چانف وضع چانف بهتر می شود؟دو دستگی و چند دستگی و عدم اتحاد طوایف چانف برطرف می شود؟ مشکلات معیشتی و کمبود امکانات چانف حل می شود؟ پست ها عادلانه و از روی شایستگی به افراد داده می شود؟

این ها سؤالاتی است که که شاید به ذهن هر فرد چانفی برسد.

اینک که چانف بخش شده است افراد زیادی از طوایف مختلف برای تصدی سمت های مختلف دندان تیز کرده اند و یا شاید هم قبلاْ همه این پست ها شامل بخشدار- شهردار و … پیشاپیش تعیین شده است !!! الله اعلم

فرقی نمیکند که چه کسی بخشدار -شهردار و… شود فقط خدا کند این پست ها به کسانی داده شود که واقعا لیاقتش را داشته باشد و بتواند واقعا برای این بخش تازه متولد شده خدمت کند نه اینکه   این سمت ها به افرادی داده شود که فقط بند پ آن ها قوی است و هیچ لیاقتی ندارند. در هر صورت خدا بخیر کند

شرحی بر زمستان (طنز)

« یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت »

در فصل پائیز و زمستان و شروع سرما مردم دیگر جانشان به لبشان می آید و هر فردی موظف است نفت بگیرد و در چراغ بریزد چراغ را روشن کرده و احیاناٌ اگر چراغ بو می دهد آن را بیرون خانه روشن کرده و چند دقیقه به حال خود رها کند و بعد از اتمام بوی چراغ آن را به داخل اتاق آورده و درها را بسته و چراغ را گرد می گیریم و مواظب درها باشیم که هر کس در را باز کرد به او گیر بدهیم که در را ببندد و هر لحظه چشمتان به در باشد .

در فصل زمستان که درخت ها از خواب پاییزی بر می خیزند و گلهای باقلا غنچه می زند مواظب باشید که این اخطاری است برای هر کودک و جوان و پیر و سالخورده که دچار گرفتگی باقلا نشوند . فصل زمستان فصل خوبی برای کشت و کار است و برای دعوا و فرار نیز مناسب است . چون هر مشتی که به طرف می زنید برابر است با ده مشت در تابستان . چون شدت سرما آنقدر درد را جمع می کند که بیا و ببین . و بعد از زدن مشت اگر طرف از شما قوی تر باشد در این حالت باید فرار را بر قرار ترجیح دهید و اگر حوصله فرار ندارید پس همانجا بمانید تا دهانتان را سرویس بکنند . و اما اگر اراده کردید که بدوید آنقدر در سرمای زمستان گرم می شوید که به عمرتان چنین گرمایی را حس نکرده اید .

در این فصل مردم نقاط مختلف ایران به کارهای گوناگونی مشغولند : در اصفهان که مردم منچ روی یخ را به هر بازی و تفریح دیگری ترجیح می دهند . در اردبیل در تمام سال با دسته بیل به سر هم می زنند و دردشان هم نمی گیرد چون کلاه سرشان رفته . و در کرمان و شیراز و لرستان نیز مردم با لگد به شکم هم دیگر می زنند و دردشان هم نمی گیرد چون پوتین پایشان است . و مردم مهربان تبریز سوار بر خرهای شان زندگی عادی خویش را سپری می کنند . در تبریز مردم هیچ سرما یا گرمایی را احساس نمی کنند و نان بربری در فصل زمستان خیلی بهشان می چسبد . در سیستان مردم از اول بهار برای خود توشه فراهم می کنند که در زمستان حیف و میل کنند ! اما آنقدر هوش و حواسشان به جمع آوری توشه است که زمستان شروع و تمام می شود ؛ ولی چون مشغول جمع آوری  توشه هستند متوجه نمی شوند که زمستان تمام شده و این چرخه در زندگیشان ادامه دارد .در بلوچستان نیز مردم هنگام زمستان سهمیه نفت خود را گرفته انبار می کنند  و کم کم در چراغ ریخته و مصرف می نمایند و اگر نفتشان تمام شد به فکر پیدا کردن نفت افتاده و یا اینکه منتظر سهمیه بعدی نفتشان می مانند .

 فصل زمستان فصلی مملو از مخاطرات طبیعی است مانند سیل زلزله سرما خوردگی تب شکم درد دست درد پا درد جان درد نادراهی و ناخوشی ریزش آب بینی شکستگی دست وپا کور شدن چشم و کر شدن شدن گوش و لال شدن زبان و انواع مرض که دعا کنیم که این مریضی ها نصیب گرگ بیابان نیز نشود . در بیشتر مناطق هنگام زمستان قبل از طلوع آفتاب چندین سگ ولگرد دور هم جمع شده و درمورد مسائل مختلف پارس می کنند و هیچ وقت هیچ انسانی قادر به درک آن ها نخواهد بود . در مناطق پر باران که همیشه و هر روزه باران می بارد امکان سرویس شدن دهان و لیز خوردن روی یخ و گل بسیار است مخصوصا اگر کسی بزند به جاده خاکی که واویلا است . برای درک هرچه بهتر زمستان باید باید در دل  آن قرار گرفت  به طوری که سرما تا عمق  استخوانمان جاری شود  و در آخر اینکه همیشه باید از سرمای زمستان فراری بود و تا می توانید خود را از سرما نجات دهید و مواظب انواع بخاری نفتی گازی برقی و زغالی باشید .

زمستان خوبی داشته باشید.