کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / دسته‌بندی نشده / سفری به چانف

سفری به چانف

(تجربه هیجان و وحشت)

از جاده ترانزیت ایرانشهر- نیکشهر به طرف سرپایینی سر میچ ماشینمونو پیچیدیم وحرکتمونو به سمت چانف شروع کردیم.توی این مسیر وحشت و هیجان را با تمام وجود تجربه کردیم. هنگامی که یک پیکان وانت با بار هفت هشت عدد آدمیزاد از جلو می اومد نفس تو سینمون حبس شد دلیلش هم این بود که پیکان وانتی فکر میکرد کل جاده پیست اتومبیلرانی رالیه.با رد شدن پیکان فکر کردیم ماجرا همین جا تموم میشه ولی هرچی  میرفتیم با امدن یک ماشین از جلو همین موضوع تکرار میشد .بعد حس ششم مان به ما یک پیام ارسال کرد که وضع این جاده همینه که میبینید.این جاده هم پیست اتومبیل رانی یه عده راننده حرفه ایه (ناشی).بگذریم…….کم کم داریم به چانف نزدیک میشیم .آسفالتش خیلی عجیبه!!یه تابلو هم نزدن آدم بفهمه رو آسفالت بمب ترکوندن که اینقدر سولاخ سولاخه (سوراخ) ولی اتومبیلهایی که از جلو میان که این جاده هنوز هم توش رفت وآمد هست پس چرا اینقدر داغونه آسفالتش….. شاید هم اسفالتش جز آثار باستانیه.(اثر باستانی رو هم مرمت میکنن حتما این یکیی جا مونده)

به تابلو خوشامد گویی ورود به چانف میرسیم از این دکل مخابراتی که تو ورودی شهر نصب کردن به نظر می یاد وضع ارتباطیشون خیلی خوبه…..!  ! یه علامت تعجب تو ذهنم ثبت شد هنگام ورود به چانف این علامت تعجبا هی بیشتر میشه.اینا چیه اویزونه به دکل شلوار بچگونست یا پتو یا شاید پیامهایی که نصفشون بالای دکل گیر میکنه نصفشون  به گیرنده پیام میرسه… حالا که رسیدیم چانف لازمه یه زنگ بزنیم خونه بگیم که ما رسیدیم به محض اینکه گوشیمونو در آوردیم تماس بگیریم شماره رونگرفته قطع تماس زده شد.باز هم شماره رو گرفتیم باز هم قطع تماس از ماشین پیاده میشم و میرم سمت راست ورودی چانف که مخابراته و دکل عزیز.(پاچه خواری از دکل برای گرفتن یه تماس) رفتم پای دکل و التماس کردم ارتباطمونه با خونه برقرار کنه تا بقیه رو از رسیدنمون مطلع کنم ولی هرچی التماس میکنم وشماره میگیرم نمیشه….چطوره خودمو ببندم به دکل وبهش بگم تا شماره نگیری خودمو باز نمیکنم.کاش می تونستم برم بالا شاید بشه ولی سمت چپمون نیروی انتظامیه نمیشه برم بالا اگه برم فکر میکنن رفتم خرما بچینم از درخت( دکل).از خیرش گذشتم و دوباره سوار ماشین شدم همینجوری که داشتم میرفتم چشم چپم فعال شد ویک راست رفت تو تابلو شرکت تعاونی و بعدش هم درب تخته دهیاری دهستان چانف !!….. ادامه دارد…..

درباره ی admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *