کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / سرگرمی / شرحی بر زمستان (طنز)

شرحی بر زمستان (طنز)

« یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت »

در فصل پائیز و زمستان و شروع سرما مردم دیگر جانشان به لبشان می آید و هر فردی موظف است نفت بگیرد و در چراغ بریزد چراغ را روشن کرده و احیاناٌ اگر چراغ بو می دهد آن را بیرون خانه روشن کرده و چند دقیقه به حال خود رها کند و بعد از اتمام بوی چراغ آن را به داخل اتاق آورده و درها را بسته و چراغ را گرد می گیریم و مواظب درها باشیم که هر کس در را باز کرد به او گیر بدهیم که در را ببندد و هر لحظه چشمتان به در باشد .

در فصل زمستان که درخت ها از خواب پاییزی بر می خیزند و گلهای باقلا غنچه می زند مواظب باشید که این اخطاری است برای هر کودک و جوان و پیر و سالخورده که دچار گرفتگی باقلا نشوند . فصل زمستان فصل خوبی برای کشت و کار است و برای دعوا و فرار نیز مناسب است . چون هر مشتی که به طرف می زنید برابر است با ده مشت در تابستان . چون شدت سرما آنقدر درد را جمع می کند که بیا و ببین . و بعد از زدن مشت اگر طرف از شما قوی تر باشد در این حالت باید فرار را بر قرار ترجیح دهید و اگر حوصله فرار ندارید پس همانجا بمانید تا دهانتان را سرویس بکنند . و اما اگر اراده کردید که بدوید آنقدر در سرمای زمستان گرم می شوید که به عمرتان چنین گرمایی را حس نکرده اید .

در این فصل مردم نقاط مختلف ایران به کارهای گوناگونی مشغولند : در اصفهان که مردم منچ روی یخ را به هر بازی و تفریح دیگری ترجیح می دهند . در اردبیل در تمام سال با دسته بیل به سر هم می زنند و دردشان هم نمی گیرد چون کلاه سرشان رفته . و در کرمان و شیراز و لرستان نیز مردم با لگد به شکم هم دیگر می زنند و دردشان هم نمی گیرد چون پوتین پایشان است . و مردم مهربان تبریز سوار بر خرهای شان زندگی عادی خویش را سپری می کنند . در تبریز مردم هیچ سرما یا گرمایی را احساس نمی کنند و نان بربری در فصل زمستان خیلی بهشان می چسبد . در سیستان مردم از اول بهار برای خود توشه فراهم می کنند که در زمستان حیف و میل کنند ! اما آنقدر هوش و حواسشان به جمع آوری توشه است که زمستان شروع و تمام می شود ؛ ولی چون مشغول جمع آوری  توشه هستند متوجه نمی شوند که زمستان تمام شده و این چرخه در زندگیشان ادامه دارد .در بلوچستان نیز مردم هنگام زمستان سهمیه نفت خود را گرفته انبار می کنند  و کم کم در چراغ ریخته و مصرف می نمایند و اگر نفتشان تمام شد به فکر پیدا کردن نفت افتاده و یا اینکه منتظر سهمیه بعدی نفتشان می مانند .

 فصل زمستان فصلی مملو از مخاطرات طبیعی است مانند سیل زلزله سرما خوردگی تب شکم درد دست درد پا درد جان درد نادراهی و ناخوشی ریزش آب بینی شکستگی دست وپا کور شدن چشم و کر شدن شدن گوش و لال شدن زبان و انواع مرض که دعا کنیم که این مریضی ها نصیب گرگ بیابان نیز نشود . در بیشتر مناطق هنگام زمستان قبل از طلوع آفتاب چندین سگ ولگرد دور هم جمع شده و درمورد مسائل مختلف پارس می کنند و هیچ وقت هیچ انسانی قادر به درک آن ها نخواهد بود . در مناطق پر باران که همیشه و هر روزه باران می بارد امکان سرویس شدن دهان و لیز خوردن روی یخ و گل بسیار است مخصوصا اگر کسی بزند به جاده خاکی که واویلا است . برای درک هرچه بهتر زمستان باید باید در دل  آن قرار گرفت  به طوری که سرما تا عمق  استخوانمان جاری شود  و در آخر اینکه همیشه باید از سرمای زمستان فراری بود و تا می توانید خود را از سرما نجات دهید و مواظب انواع بخاری نفتی گازی برقی و زغالی باشید .

زمستان خوبی داشته باشید.

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

کسمزور ، زیبای گمشده

منطقه چانف و بخش آهوران دارای نعمت های خدادادی و زیبایی های طبیعی بسیاری است …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *