کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اخبار / عید سعید قربان مبارکباد

عید سعید قربان مبارکباد

بسم الله الرحمن الرحیم

روز عرفه ، روز شناخت حق( عرفه ، روز شناختن)

روز نهم ذی الحجه است؛ اکنون، حج ، آغاز شده است ، حج اکبر! …

آغاز سفری بزرگ است ، احرام بپوش و از مکه بیرون آی.

شگفتا اکنون باید کعبه را رها کنی ، مکه را پشت سر گذاری! …

و اینک سفری که آغاز می شود ، سفر از کعبه ، ترک مکه ، چیست؟ حج اکبر!

آهنگ کعبه کردن ، حج نیست، قبله حج ، کعبه نیست. در آغاز چنین می پنداشتی، این خطاست. اکنون بیاموز که حج، « به کعبه رفتن » نیست ، « از کعبه رفتن» است …

اکنون ،تو ، ای که در بلندترین نقطه بندگی به «آزادی» رسیده ای … شایستگی آن را یافته ای که بگویندت: « از کعبه بگذر» !تو خود اینک از کعبه نزدیک تری!…

تو تا «خدا» برو!

نه دیگر «حج خانه» ، که حج « خدای خانه» کن.

اینجا سخن از « جهت» است ، نه « سرمنزل»، سخن از « به سوی کعبه» است نه « کعبه»! …

در « کعبه » نیز مایست! در حرم نیز ممان !

« تا کعبه» کعبه قبله بود ، تا جهت را گم نکنی ، تا قبله های دیگر نفریبندت،

« در کعبه » قبله جای دیگری است ،

آهنگ آنجا کن، آهنگ سفری بزرگ ، بزرگ تر از سفر کعبه: حج اکبر!

این است که روز عزیمت، هر کجا هستی ، لباس احرام بپوش و « از مکه بیرون آی» ! که

حج بزرگ تر «قبله» در «قفا» نهادن است ، از « کعبه » شریف تر کجاست ؟ می روی تا ببینی!

عرفات …

روز نهم ، وقوف در عرفات …

[ که در این وقوف ، تو خود مسافری ، رهگذری …] که در این سفر خدا منزلگاه نیست، « جهت» است! این است که حج آهنگ مطلق است.

این است که اینجا سفر نیست، که سفر را نهایت است ؛ زیارت نیست، که زائر را مقصدی است ؛

حج است ، آهنگ مطلق ، قصد مطلق، مقصود هست و مقصد نیست! …

« عرفات » ، سخن از « شناخت » است ، « علم» !

پس « عرفات» آغاز است ، آغارآفرینش ما در این جهان!

اکنون به « عرفات» رسیده ایم ، در دورترین فاصله ای که در این سفر می توان با کعبه داشت.

جلگه ای خشک، مواج از ماسه های نرم ساحلی ، در میان تپه ای خرد ، سنگی ، که در « حج وداع»، پیغمبر آن را برای ابلاغ آخرین پیامش به مردم ، منبر گرفته بود …

در اینجا هیچ چیزی برای دیدن نیست ،اما بکوش تا

« عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری».

در اینجا هیچ تکلیفی نیست؛ در اینجا آنچه باید بکنی برتر از آن است که در قالب «تکلیف» گنجد؛

تأمل!

غنچه فطرتت را در زیر آفتاب پاک عرفات بگیر تا بشکفد، … ،

ای سایه پروردِ ستم! عزلت گرفته جهل! خزه مرداب های امن و آرام ، ای … «من» !

از خیمه ات بیرون آی، در اعماق این اقیانوس ژرف خلایق گم شو ، بگذار آتش ریزِ عرفات بسوزاندت، …

به هر حال آزادی، به هر گونه بخواهی می توانی این روز را بگذرانی، حتی در خواب! همچون همیشه! آنچه اینجا از تو خواسته اند، وقوف است؛ وقوف …

و وقوف درنگ است ، توقفی گذرا ، نه «سکونت» ، نه «سکون» …

برگرفته از کتاب « حج » دکتر شریعتی

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

توضیحات درباره خبر تجاوز به ۴۱ دختر در ایرانشهر

روز جمعه خبر تجاوز به تعدادی از دختران ایرانشهری در تریبون نمازجمعه ایرانشهر مطرح شد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *