کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / عمومی / علل پیشرفت و یا عقب ماندگی یک روستا

علل پیشرفت و یا عقب ماندگی یک روستا

علل پیشرفت و یا عقب ماندگی یک روستا و موانع  پیشرفت و توسعه یک منطقه

توسعه همه جانبه شهری و روستایی بستگی مستقیم به *بیداری و آگاهی خواص* هر جامعه دارد.

منظور از خواص ، *قشری از جامعه است که تاثیر مستقیم بر روی دیگر افراد جامعه دارند* . این قشر در جوامع امروزی تحصیلکرده ها و افرادی اند که مسئولیتی در جامعه دارند ، که در جوامع سنتی ، کدخداها و ریش سفیدان این جایگاه را دارا بودند .
در منطقه ما هم با توجه به بافت سنتی آن ریش سفیدان و بزرگان منطقه وعلما نقش اصلی را بر عهده دارند.
اگر خواص یک جامعه *نسبت به مسائل و مشکلات آن جامعه احساس مسئولیت داشته باشند و در جهت رفع آن قدم بردارند ، آن جامعه روح ترقی و پیشرفت را به خود خواهد دید .*

از آنجائیکه خواص در معرض الگو قرار گرفتن از سوی دیگران هستند ، لذا بیداری و آگاهی آنان میتواند در نسل بعد تاثیر گذاشته و آثار و تبعات مثبت داشته باشد

قدم دوم برای توسعه و آبادانی روستا و یا شهر ، *جذب ( دعوت ) مسئولین برای رسیدگی به روستا و توجه دادن آنان به مشکلات میباشد* . در این بین داشتن تعامل و روابط عمومی مثبت با مسئولین دولتی و اجرائی و کشاندن آنها جهت ملاقات و دیدارهای مستقیم با مردم و پی بردن و پیگیری کاستیها و کمبودها ، قدمی مهم در جهت عمران و آبادی در رفاه اجتماعی میباشد . *ارتباط مستمر شوراها و دهیاران و مسئولان استانی زمینه ساز توسعه روستاها است*

موانع پیشرفت و توسعه یک منطقه

بی شک همیشه در اذهان توده مردم پرسش مهم *« عدم پیشرفت»* مطرح می شود و جوابهایی مانند استعمار، استبداد، ناآگاهی و … برای آن مطرح می گردد. اما کمتر از علت اصلی پیشرفت که *نبود وحدت و هماهنگی* میان اجزای جامعه می باشد، سخنی به میان می آید. اگر می خواهید علت اصلی عدم پیشرفت جامعه مان را بررسی نمائید کافی است با مردمان و نحوه برخورد آنها با مشکلات موجود آشنا شوید تا درک بهتری از آینده داشته باشید.

۱ عده ای از مردم تفکر مادی و ماتریالیستی دارند *فکر و عمل آنها فقط در پول خلاصه می شود،* *بیچارگی دیگران هیچ اهمیتی برای آنها ندارد،مخالف پیشرفت و توسعه جامعه می باشند چراکه موقعیت فئودالی خود را با پیشرفت جامعه در خطر می بینند* لذا منادیان پیشرفت را *یاغی و عصیانگر* خوانده و در فکر تثبیت *افکار غلط گذشته* می باشند.

۲ عده ای حقیقت را نزد خود می یابند و *همه را محکوم به کج فهمی و بی دینی می نمایند و تحمل پیشرفت جامعه را ندارند،* موقعیت گذشته خود را با افکار تازه در خطر می یابند، به جای تقویت پایه های پیشرفت، با جهل و نادانی خود روش دیگری در پیش می گیرند که دیگر طرفدار ندارد و به غیر از خود دیگران را لایق زندگی خوب نمی دانند و به قول مولوی:

خرقه پوشی من از غایت دینداری نیست      جامه ای بر سر صد عیب نهان می پوشم

۳ گروهی دیگر *در ایام خاصی ندای پیشرفت و توسعه سر میدهند  و خود را از رهبران پیشرفت جامعه معرفی می نمایند اما زمانی که پول، ریاست، تهدید و حتی جالبتر از همه معروف شدند دیگر حقیقت جامعه و درد مردم را فراموش می نمایند* و بخاطر مشکلاتی که پیدا می کنندمسایل گذشته را به عللی از یاد می برند و به خاطر رهایی از عذاب وجدان با منادیان جدید پیشرفت سر خصومت و دشمنی دارند.

۴ عده ای دیگر همیشه محزون و غمگین کنج بی مسئولیتی را اختیار می کنند و جامعه را مسئول عقب ماندگی خود می دانند، از آدم و عالم می نالند، هیچ سعی و تلاشی  برای تغییر وضع  موجود ندارند در مقابل پیشرفت به علت عدم اعتماد به نفس دچار تزلزل اجتماعی شدید می شوند  حتی از شنیدن کلمه پیشرفت هم تنفر دارند.

۵ دسته ای دیگر هم افکار خود را تعطیل نموده و با هیچ خیر وشری کار ندارند. *کنج راحت بی مسئولیتی تفکر رابرگزیده و هیچ نظر وعقیده ای را ابراز نمی دارند* تا بواسطه آن نقدی هم بشوند که مایه زحمت آنان شود.بنابراین منتظرقهرمانان می باشند،نه اینکه از خود قهرمانی بسازند.

۶ دسته دیگر که بدترین گروه ممکنه می باشند، *آنهایی هستند که خوب وبد جامعه را بهتر از هرکس دیگری می دانند، اما مصلحت نمی بینند که خود را درگیر آن مسائل کنند.* در برابر مردم، نقش بازی می کنند و منادیان پیشرفت را قربانی منافع شخصی و خانوادگی خود می کنند، از زحمت دیگران سوء استفاده کرده واز آنان ابزاری برای پیشرفت خود می سازند و *مخالف آگاهی و شعور جمعی می باشند ولی در ظاهر منادی پیشرفت هستند* و به قول حافظ:

خوش بود گر محک تجربه آید به میان                    تا سیه روی شود ، هرکه در او غش باشد

۷ عده ای دیگر،هیچ عقیده ومسلکی ندارند، لهو لعب و عیش نوش دنیوی، نهایت آرزو و پیشرفت آنان می باشد بنابراین جامعه هیچ ارزش و اعتباری برای آنها ندارد، از جامعه رانده شده و هیچ رغبتی برای بازگشتن به آن ندارند پس در فکر پیشرفت ان نیز نمی باشند.

۸ دسته آخر که تعدادشان محدود و محدود می باشد افرادی هستند که در شناختن نقش خود ریاضت ها کشیده و در تنور ناملایمات و سختی ها پخته شده اند، برنامه دنیوی و اخروی خود را از قرآن و تعالیم پیامبران و بزرگان استخراج کرده و جز خدا مرحم دردی ندارند. در مقابل جامعه مهر سکوت بر لب ندارند، مصلحت گرا و محافظه کار و ترسو نیستند و به خاطر پیشرفت جامعه و مردم از جان و مال و آبرو و حیثیت خود خرج می کنند و همه را به نیکی و تعاون و با هم بودن فرا می خوانند.

📣نتیجه: *با این اوصاف اگر می خواهیم پیشرفت کنیم باید سعی کنیم در گروه هشتم قرار گیریم و تا خود را اصلاح نکنیم جامعه ای پویا و آبادان نخواهیم داشت.و سعی کنیم که خودمان استقلال فکری وایده داشته باشیم و وابسته به دیگران نباشیم.باید اعتماد به نفس قوی داشته باشیم.*

« به امید پیشرفت و تعالی جامعه عزیزمان»

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

کسمزور ، زیبای گمشده

منطقه چانف و بخش آهوران دارای نعمت های خدادادی و زیبایی های طبیعی بسیاری است …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.