کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / مذهبی

مذهبی

روز مبعث، روز برانگیختن خرد است

روز مبعث، روز برانگیختن خرد است، روز تولّد عاطفه هاست، روز کرامت انسان و ترفیع مقام زن،آنگاه که پیامبر دست بی بی فاطمه را بوسید و آنرا موهبت الهی خ اند
روز مبعث، روز مرگ قساوت ها و شرارت هاست؛ روز بر انگیختن اخلاق است.
و فقولا له قولا لینا.شاید متذکر شوند یا پند گیرند یا بترسند
مبعث یعنی آماده ساختن جامعه بشری برای یک زندگی جدید در سایه حکم خداوند و سنت پیامبر و بر اساس
انسانیت و عقلانیت،با معیار اخلاق ؛
مبعث رسولی است که بر او امر شد:بخوان به نام پروردگارت که آفرید .
به انسان آموخت آنچه را که نمی دانست .
مهمترین نادانسته ها اخلاق بود از این رو فرمودند:
(إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمِ مکارِمَ الأخلاق.)
«تنها برای به انجام رساندن خلق و خوی گرامی برانگیخته شده‌ام».
پیامبر مبعوث شد تا اخلاق درست زیستن را به مردمان بیاموزد و صفات بد را از آنان دور کند
اخلاق اسلامی یعنی تحکیم رابطه با خدا،مردم و خود فرد است که در این میان رابطه با مردم اهمیت بیشتری پیدا می کند.برخورد فرد و رفتارهایش با مردم و دیگر اعضای جامعه، فرد و جامعه را به کمال می رساند.

نمی توان همه را به مال راضی کرد اما به حُسن خُلق، می توان.
در سایه سار مبعث وحدت را مدنظر قرار دهیم.

 

جلسه پایان سال تحصیلی طلاب و اولیای طلاب در جامعه المرتضی کلگک

امروز صبح ۱۴ فروردین ۱۳۹۷ پایان سال تحصیلی حوزه علمیه جامعه المرتضی کلگک با حضور اولیای طلاب برگزار شد . در این جلسه  مدیرحوزه علمیه چانف مولانا مولابخش مبارکی و  مولوی عبدالطیف دهقانی و  سایر علمای منطقه چانف به همراه چند تن از معلمان و فرهنگیان منطقه حضور داشتند .

قابل ذکر است که حوزه علمیه تازه تاسیس جامعه المرتضی کلگک در روستای کلگک در ۱۰ کیلومتری چانف به طرف گوانک قرار دارد . این حوزه با داشتن بالغ بر دویست دانش آموز و طالب علم پسر و دختر از روستاهای همجوار شامل هاربرد، شیزین پتان، ناگوک و … یک سال است که با سرپرستی و مدیریت مفتی ایوب رییسی درحال فعالیت می باشد.

در این جلسه سخنرانان ضمن اهمیت و توجه والدین به حضور فرزندانشان در مدارس چه دینی و چه دولتی به لزوم برگزاری جلسات اینچنینی برای تشویق دانش آموزان و طلاب تاکید کردند. همچنین به اولیای حاضر در جلسه نیز تاکید نمودند که مرتب پیگیر وضعیت درسی فرزندانشان در مکاتب دینی یا مدارس دولتی باشند .

در پایان از زحمات علمای منطقه ، مردم خیر منطقه و زحمات مولوی ایوب رییسی جهت راه اندازی و مدیریت این حوزه و برگزاری برنامه های جذاب و متنوع برای دانش اموزان این حوزه تقدیر و تشکر شد.

photo_2018-04-03_15-34-22.jpg

photo_2018-04-03_15-31-30.jpg

برای دیدن سایر تصاویر کلیک نمایید/.

توضیحات بیشتر »

معرفی مکتب المرتضے روستای کلگک

امروز به اتفاق یکی از دوستان سری زدیم به مکتب مرتضے کلگک. الحمدالله به لطف خداوند متعال و تلاش و همت مفتی محمد ایوب رئیسی عالم جوان و خوش فکر منطقه تعداد زیادی از دانش آموزان پسر و دختر مناطق هم جوار از روستای کلگک ،هاربر،شیزین پتان، ناگوک و ناگان در شیفت بعد از ظهر اوقات فراغتشون رو مشغول یادگیری قرآن مجید و کتب دینی هستند. تعداد زیادی از دانش آموزان تاکنون یک جز یا بیشتر از قرآن رو از حفظ کردند و سایر دانش آموزان از پایه اول تا ششم روخوانی چندین جز از قرآن رو به خوبی فرا گرفتند.
علاوه بر قرآن کتاب های سیرت،اطلاعات دینی،آشنایی اولیه با زبان های عربی ، اردو، و انگلیسی نیز به دانش آموزان آموزش داده می شود.

*با آرزوی توفیق برای این عزیزان* 🌹🌹

دیدار بخشدار آهوران از خانواده شهدای چانف

امروز یکشنبه پنجم خرداد ماه به مناسبت نزدیکی سالروز ارتحال امام بخشدار بخش آهوران جناب آقای نیکبخت با خانواده های شهدای دهستان چانف دیدار نمودند . امروز حوالی ساعت ده آقای بخشدار به همراه هیئتی از علما و ریش سفیدان و معتمدان چانف به خانه شهدای گرانقدر این دهستان سرزدند و از خانواده های آن عزیزان تشکر و قدردانی کردند.

دیدار با خانواده شهدای چانف

دیدار بخشدار آهوران با خانواده شهدای چانف

دیدار بخشدار آهوران با خانواده شهدای چانف

دیدار بخشدار آهوران با خانواده شهدای چانف

دیدار بخشدار آهوران با خانواده شهدای چانف

دیدار بخشدار آهوران با خانواده شهدای چانف

دیدار بخشدار آهوران با خانواده شهدای چانف

حضور شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش آهوران

حضور مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش آهوران

چانف آهوران

روز پنج شنبه در بخش آهوران شور و شعف موج میزد دلیل آن هم تشریف فر مایی شیخ الاسلام به این بخش بود هر کس به طریقی خودش را آماده کرده بود  که از مولانا استقبال کند بالاخره انتظارها به پایان رسید مولانا وارد دهستان چانف شد و با استقبال پرشور مردم وارد مسجد جامع سلمان فارسی چانف شد با ورودش مراسم آغاز گشت مجری برنامه محمد بخش رئیسی رئوس برنامه ها را اعلام کرد و مراسم با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید آغازشد و بعد از آن عرض خیر مقدم توسط مولوی عبداللطیف و سپس سرود حوزه علمیه دار العلوم چانف و دقایقی بعد با سخنرانی حافظ احمد  ادامه یافت وسپس  مولانافضل الله با یک سرود نغز در مورد نماز همه را به وجد آوردو در پایان شیخ الاسلام برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت و پس از حمد وثنای خداوند و تشکر و قدردانی از استقبال مردم منطقه محور سخنرانیش را که درمورد اهمیت نماز بود آغاز کرد و فرمودندکه  اگر چنانچه در قرآن جستجو کنیم بعد از ایمان و توحید  بیشترین تاکید بر نماز است  اما نماز  در زندگی مسلمانان کم رنگ شده  و علما از اینکه مساجد خالی اند  خصوصا در نماز صبح  تذکر دادند و مولانا بیشترین نگرانیها را  کوتا هی در نماز دانست و با تاکید بر اینکه انسانی که نماز را قضا می کند و انسانی که غیبت می کند و ربا و رشوه می گیرد تمام اینها را خیانت به خدا و رسول خدا دانست و در واقع چنانچه اگر خلاف آنچه خدا و رسولش فرموده اند سرپیچی کنیم در واقع به خودمان خیانت کردیم و در ادامه فرمودند: ما مترسیم از اینکه قوم ما مبتلا به مصیبت شود و آنچه که در اطرافمان می گذرد  همه هشدار هستند که آگاه باشید  از جمله این مصائب زلزله  است که هشدار بزرگی بود  و آنچه که در گشت رخ داد  و این لطف خداوند بود بجز یک نفر تلفات زیادی نداشتیم و گر نه این زلزله با این ریشتر بالا  که از کار کارشناسی خارج است  چو ن زلزله هایی با این ریشتر و حتی کمتر  باعت تلفات  شده اما شکر خدا منطقه ما حفاظت شد  خداوند می خواهد ما و شما را متوجه گرداند

حضور شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش آهوران

ورود شیخ الاسلام به چانف وبخش آهورانبزودی تکمیل می شود

 

هنگام دعا

هنگام دعاهنگام دعا

 

 

 

 

 

تعصب قومی مانع پیشرفت و توسعه

پیامبر اکرم «ص» :آن که عملش نتواند اورا به جای برساند حسب ونسبش نیزاورا بجای نخواهد رساند.»( سنن ابی داود، ج۲، ص۶۲۵)

 یکی ازبدترین آسیب هایی که جامعه ما به آن مبتلا است ” تعصب ” است.

یکی از انواع تعصب که متاسفانه درجامعه ما به شدت رواج دارد وبا شدت بالایی موجود است ، تعصب قومی -قبیله ای  یا همان تعصب نژادی است . که براساس آن جامعه ی ما به اقوام مختلف و چندگانه ای تقسیم شده که هریک خود را برتر از دیگران می داند.همین تقسیم بندی های نژادی وقومی است که اختلافات را دامن زده وسبب تفرقه درمیان افرادجامعه شده وازاتحاد واتفاق جلوگیری می کند.. با اینکه قرآن و احادیث به شدت این تعصبات قومی و قبیله ای را نفی می کنند اما متاسفانه این نوع تعصب چنان درمیان افراد ریشه دوانده ونفوذیافته است که عوام وخواص جامعه به آن مبتلا هستند وتقریبا درجامعه ی بلوچ ، کمتر کسی یافت می شود که دم از برتری نژادی وقومی خود نزده واز آن به افتخار یاد نکند.

تعصب قومی و برتر پنداری نژادی زمانی بیشتر بروز پیدا می کند که کشمکش ها وتنازعاتی در سطح جامعه به دلایل گوناگونی رخ داده ودرجریان باشد واقوام موجود درجامعه در تقابل هم قرار گیرند.دراین وضعیت است که حتی این آسیب اجتماعی دامن روشنفکران وتحصیل کردگان جامعه را نیز گرفته وآنها را باسایر عوام همتراز می کند.نمونه های برجسته این قبیل تعصبات را می توان درجریان انتخابات وصف بندی های انتخاباتی ونیزانتصابات مختلف اداری درجامعه مشاهده نمود.جبهه گیری وجناح بندی افراد درجریانات مختلف وقایع فوق بخوبی نشان می دهدکه تعصب قومی ونژادی تا چه میزان درمیان مردم بلوچ وجود دارد.

انتصاب مدیران و رؤسای ادارات ، سرو صدای همه اقوام را برمی انگیزد وحس متعصبانه آنها را تحریک می کند. بطوری که دربسیاری از روستاها و دهات دور افتاده ، هنگام انتصاب مدیریک مدرسه ، اولین اعتراض اهالی آن آبادی ، معمولا به تعلق داشتن یا نداشتن فرد مورد نظر به قوم ونژاد آنان است.

درچنین جامعه ای که هر فرد براساس تعلق خود به یک قوم ونژاد خود را نسبت به سایرین برتر حس می کند وخویشتن را شایسته تر می داند ، مطمئنا برای خودش حقوق ویژ ه ای نیزتلقی میکند. بنابراین وبراساس این پندار ، سایر افرادودیگراقوام را مستحق رسیدن به جایگاه خود ندانسته واز منظر برتری و اربابی رعیتی  به آنها می نگرد.جامعه ای که افرادآن دارای چنین اندیشه ها و عقایدی باشند ، خواسته یا ناخواسته به جامعه ای طبقاتی بدل شده و گروهی که دارای قدرت ، ثروت ونفوذبیشتری باشند با پایمال نمودن حقوق ضعفا ، آنان را به انزوا کشانده وبه این ترتیب مقدمات کینه توزی و عداوت و ظلم و بی عدالتی را فراهم می آورند.

« وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا »  مائده۸

و دشمنیِ قومی شما را بر آن ندارد که عدالت  نکنید

این نوع تعصب سبب می شود جامعه بسیاری از فرصت ها و پتانسیل های بالقوه موجود در خود را از دست داده و مانع پیشرفت آن جامعه گردد و به دلیل این نوع نگرش به شهروندان ، وتقسیم بندی آنان به گروه ودسته و فرقه های گوناگون ، چه بسا که بخش قابل توجهی از افراد را به انزوا بکشاند.درصورتی که اگر با عقلانیت و پرهیز از تبعیض نژادی و قومی ، شرایط برای حضور تمامی افراد جامعه فراهم گردد ، ضمن تضمین بقا و دوام بیشتر وبهترآن ، باتعامل وهمکاری تمامی نیروها وپتانسیل های موجود در سطح اجتماع ، محیطی امن و پررونق حاصل خواهد آمد.

در حقیقت یکی از موانع اصلی رشد توسعه منطقه ما تعصب های قومی است که باید برای آن فکری کرد.

افراد مبتلا به این خصیصه ناپسند ، دارای آستانه ی تحمل بسیار پایین اند وتاب وتحمل غیر را ندارند وحاضر به پذیرش نظرات ، اندیشه ها، وایده های مقابل افکار و آراء خود نیستند و تحمل ندارند کسانی را که پایین تر از خود تصورمی کنند در پست و مقام های بالا ببینند هرچند اگر توانایی هایشان بیشتر باشند.

—-

منبع:قلم گویا

با اندکی دخل و تصرف

عید سعید فطر در عربستان/یکشنبه۲۹مرداد

عید سعید فطر مبارک

فرارسیدن عید با سعادت فطر مبارک باد

بر سر بام بیا، گوشه ی ابرو بنمای روزه‌گیران جهان منتظر ماه نو اند

عید آمد و عید آمد وآن بخت سعید آمد …

بنا به گزارش های رسیده  شورای عالی قضایی عربستان  در اطلاعیه‌ای اعلام کرد ه که امشب (جمعه ‌شب ۲۹ رمضان) هلال ماه شوال رویت نشد. بنابر این فردا ( شنبه) روز سی‌ام ماه مبارک رمضان و یکشنبه ۲۹ مرداد/اسد ۱۳۹۱هـ ش اولین روز از ماه شوال سال ۱۴۳۳هـ ق و عید سعید فطر است.

گفتنی است، در بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله کشورهای خلیج و افغانستان و پاکستان و فلسطین و مصر و اردن و یمن و کشورهای اروپایی یکشنبه ۲۹ مرداد/اسد ۱۳۹۱هـ ش اولین روز از ماه شوال سال ۱۴۳۳هـ ق و عید سعید فطر است.

از الله عزوجل عاجزانه تقاضا داریم عبادات و دعاهای همه ی مؤمنان را قبول درگاه کرم و سخاوت خویش گرداند. و همه ی ما را از جمله کسانی قرار دهد که از آتش سوزان جهنم رهائی و در سایه فضل و کرم و سخاوتش در بهشتهای برین رضایتش جای داده است. و از او تعالی مسألت داریم تا اجر و ثواب و پاداش بیدریغ شب قدر را نصیبمان گرداند.

و با چشمانی اشک بار و دلهایی پر امید دستان عاجزی و بندگی بدرگاهش دراز کرده از او می خواهیم؛ کابوس اشغال و ظلم و ستم و فقر و بیکاری و رعب و وحشت را از سرزمینهای اسلامی و از تمام جهان برچیند، و بار دگر نسیم عید را در حالی به آغوش کشیم که دنیا در سعادت حکومت عدل الهی خندان و شادان است..

الهی آمین..

چانف (معرفی)

دهستان چانف در در قسمت جنوبی استان سیستان و بلوچستان وقع شده است. این دهستان ازشمال به ایرانشهر((iranshahrو از جنوب غربی به نیکشهر(nikshahr) محدود می شودوسعت آن ۱۳ کیلو متر مربع است .

این دهستان از توابع بخش لاشار –اسپکه(spakeh) و جزو شهرستان نیکشهر است ولی مردم این دهستان به دلیل نزدیکی مسافت و سهولت حمل و نقل اکثر امورات روزانه از جمله اقتصادی،اجتماعی و درمانی  خود بیشتر با شهرستان ایرانشهر در ارتباط هستند .

روستاهای توابع دهستان چانف((chanf شامل : گوانک((gavank، برشک((barashk، ناگوک((naghok، ناگان(naghan )،هبودان(habodan) ،توکلی((tokali ،بگ(bogh) ،کلگوک((kalagok، شهریانچ((shahreyanch، کسمزور(kasmazor،گورناگان((ghornagan، مهنت((mehnat، گوهچ(govahch)، زهرکان((zahrakan، بیتیچ دپ(bitichdap )،کهیری((kahiri، تنکسر((tanksar،کناری(konari) ،گمردوچ دپ(ghamardochdap) و غیره می باشد .

کوهها

رشته کوههای اطراف دهستان چانف جزئی از سلسله جبال آهوران محسوب می شوند و کوههای آهوران جزئی از رشته کوه بزگ و طویل مکران می باشد که جدا کننده ایرانشهر و نیکشهر می باشد جهت این رشته کوه از غرب به شرق است و دهستان چانف مانند دشت وسیعی محسور بوسیله رشته کوه آهوران است .

این رشته کوه در مسیر باد جهل گوات یا باد جنوب و گوش در قسمت جنوب شرقی قرار دارد .

بلند ترین کوههای این رشته کوه عبارتند از :

۱- کوه پاگ ارتفاع آن ۲۱۱۰متر از سطح دریا در قسمت جنوب غربی چانف واقع شده است ۲-کوه لوند و پالام(آسن کوه) با ارتفاعی کمتر از کوه پاگ در قسمت مشرق چانف قرار دارند.

ابتدا و سرچشمه رودخانه کاجو از کوههای اطراف این دهستان که جزئی از سلسله جبال آهوران می باشد سرچشمه می گیرد و مسیر رودخانه از شمال به جنوب است و با ادامه مسیر از قسمت جنوب تبدیل شدن به رودخانه گرگرو به رودخانه سرباز باهو کلات می پیوندد و پس از عبور از باهوکلات  می پیوندد و پس از عبور از باهوکلات به خلیج گواتر می ریزد.

آب و هوا

ریزشهای جوی

بادها

آب و هوای دهستان چانف به تبع قرار گرفتن در ناحیه آب و هوای گرم و خشک نیمه بیابانی میزان حرارت بالاست و هوا از اواسط خرداد ماه رو به گرمی یرود و ملایمت و سردی خود را از دست می دهد و منطقه کم کم خود را برای هوای گرمتر آماده می کند و بادهای گرم تابستانی شروع به وزیدن می کنند و در این زمان درجه حرارت به ۳۰ تا ۳۸ درجه میرسد . در تیر ماه بادهای محلی زیر گُوات در قسمت جنوب و جَهل گوات یا کوش در قسمت جنوب شرقی و شرق شروع به وزیدن کنند وزش این باد ها همزمان با ورود توده بادهای موسمی تابستانی هند از طرف جنوب غربی اقیانوس هند می باشد چون این باد ها حامل رطوبت هستند در بعضی از مواقع موجب بارندگی می شوند و این بادها وقتی که به کرانه های مَکُّران می رسندبه نواحی جنوب شرقی ایران نفوذ می کنند ولی در بیشتر مواقع این بادها موجب بارندگی نمی شوند و فقط گاهی بارندگی خیلی کم و بصورت رگبارهای پراکنده بوجود می آورند .

با وزش باد لُوار در تابستان به شدت گرما افزوده می شود . گرمی هوای تابستان تا شهریور به همین منوال ادامه دارد و از شهریور ماه به بعد هوا گرمی و حرارت گذشته خود را از دست می دهد و روز به روز از گرمی هوا کاسته می شود و با شروع فصل پاییز بادهای پاییزی شروع به وزیدن می کنند و هوا کم کم رو به سردی میگراید و درختان برگهای خود رااز دست می دهند با تمام شدن فصل پاییزفصل سرد زمستلن شروع می شود و هواسرد می شود و درجه حرارت به ۱۰تا ۲۰ درجه می رسد در این زمان با وزش باد شمال یا گُوریچ به شدت سرما افزوده می شود و با وزش باد ایران که که باد باران آور زمستانی است بارانهایی به صورت پراکنده شروع می شود و زمانی که هوا به شدت سرد می شود آب رودخانه ها یخ می بندد و محصولات کشاورزی را از بین می برد بخصوص در زمستان با سرد شدن هوا باقلا (باکَلینک) و دیگر گیاهان و سبزیجات از بین می روند در حامین که فصل خرماچینی است و دو ماه و نیم طول می کشد با وزش جهل گوات در چله تابستان بارانهایی به صورت نا منظم می بارد و بارانهای بَشّ که در این زمان می بارند باعث خرابی محصولات خرما می شود .

با رسیدن فصل بهار و وزش با هوشاک و سر گوات از طرف مغرب و شروع خزان هوا معتدل می شود و فصل جوانه زدن و شکوفه زدن درختان است باد گرّو این باد به باد جنوب غربی موسوم است بادی که جهت وزش آن از جنوب غربی به طرف شمال شرقی است زمان وزش باد گرّو اواخر بهار است اما در اوایل تابستان نیز این باد می وزد که توام با گرد و خاک و طوفان است

رودخانه ها

رودخانه ها یکی از عوامل حیاتی روستا به شمار میروند واز اهمیت زیادی برخوردارند. بیشتر نخلستانها وباغ ها در کنار رودخانه ها قرار دارند ورود خانه ها بیشتر فصلی هستند.وآب دایمی در آنها جریان ندارد. چند سالی  است بعلت کمی نزولات آسمانی آب رود خانه ها کم شده و کشاورزی بشدت فلج شده است.

رودخانه هایی که در چانف قرار دارند مسیر آنهااز جنوب غربی به طرف مشرق است. و سه رود خانه هوشاپ جهی در قسمت جنوب غربی وبگان در قسمت غرب وگواتریچ در جنوب قرار دارند. ودر قسمت شمال سه رود خانۀ .ملینچان،دازان وجسیس قرار دارندکه نقش مهمی در آبیاری باغ ها و نخلستان های اطراف چانف دارند.

با پیوستن این رودخانه هادر قسمت شرق رودخانه بزرگ روک بوجود می آیدواین رودخانهبه طرف مشرقبه حرکت خود ادامه میدهدودر محلی به نام مین با پیوستن به رودخانه جسیس که از پرآب ترین رودخانه های چانف می باشند واولین شعباتی هستند کهاز چانف شروع می شوندو با پیوستن دو رود خانه جسیس و روک مسیر حرکت آنها به شمال به جنوب تغییر میکندودر مسیر با پیوستن شعباتی دیگروشکل گرفتن رود خانه کاجو به سوی قصرقند حرکت می کند وبا پیوستن به رودخانه سرباز رودخانه بزرگ باهوکلات شکل میگیرد وبه طرف جنوب شرقی به خلیج گواتر در دریای عمان میریزد…….

چشمه ها

چشمه ها نقش موثری درکشاورزی و آبیاری باغها ومزارع دارند.چنانکه باران زیاد ببارد میزان آب چشمه ها

نیز افزایش می یابد و در سالهای خشک وکم باران آب چشمه ها نیز کم میشود.

قسمت عمده ای از زمین ها بوسیله چشمه ها آبیاری میشوند و چشمه های دهستان چانف عبارتند از:محتاج کنیگ

در قسمت شمال وهنجیرک بن در قسمت شمال حوالی بگان قرار داردکه نخلستانها وباغهای بگان را آبیاری میکند

سارتاپ در مرکز نخلستان چانف قرار دارد.

  قنات

قنات سابقه باستانی و چندین هزار ساله دارد وایرانیان مبتکر حفرقنات بوده اند حفر قنات امروزه در اکثر نقاط که آب های سطحی کم هستند متداول است .

در این نقاط که هوا گرم و خشک است وآبهای سطحی وتعداد چشمه ها کم است ومردم به حفر قنات روی آورده اند و قنات بهترین وسیله ومنبع بدست آوردن آب برای آشامیدن  وآبیاری کردن اراضی است بوسیله قنات آبهای سطحی قسمت آبدار دامنه کوهها وارتفاعات و نزدیک رودخانه هارا جمع کرده ودرنواحی دورتر زمین آب را به سطح زمین می رسانند وچاه مادر تا زمین مزروعی از ۲ کیلو متر تا ۱۰ کیلومتر میباشد وفاصله چاهها بصورت مجرای زیر زمینی با شیب ملایم به هم متصلند ومسیر قنات های چانف از مغرب به طرف مشرق میباشد این چاهها برای باز کردن راه آب همچنین برای تهویه ولایه روبی قناتها در مواقع مسدود شدن راه آب با لایروبی چاهها وقنات وکانالهای زیر زمینی راه آب را باز می کنند از جمله قناتهای چانف : جوبهرام میباشد که با گذشتن از مرکز روستا به طرف نخلستان حفر شده است که بزرگترین

منبع آبیاری نخلستان وباغهای چانف می باشد

وقنات های ملینچان از جمله دیگر قناتها می باشند و۲ قنات در ملینچان پایین و یک قنات در ملینچان بالا حفر شده اند این قناتها برای آبیاری باغها ونخلستانها وهمچنین برای مزارع گندم وبرنج ودیگر غلات وگیاهان به کار می رود قنات دیگری در دازان قرار دارد که برای آبیاری نخلستان مزارع گندم استفاده می شود…….

آب معدنی

یک آب معدنی که برای امراض پوست وترک دست و پا و ورم کردن پوست بسیار مفید است در قسمت جنوبی چانف و در نخلستان روک قرار دارد .طعم این آب تلخ است و این آب گوگردی است و بوی آن مانند بوی تخم مرغ است .

خاکها

خاک قرمز- این خاک در بیابان قرار دارد که بیشتر برای ساختن دیوارو کارهای ساختمانی از آن استفاده می شود و برای کشاورزی مساعد نیست .

خاک سیاه- این خاک بیشتر در نخلستان و باغها و زمینهای کشاورزی قرار دارند و خاک تمامی زمینهای کشاورزی قرار دارند و خاک تمامی زمینهای کشاورزی قرار دارند و خاک تمامی زمینهای کشاورزی از این نوع است و این خاک برای ساختمانهای گلی بسیار مفید است و از استحکام زیادی بر خوردار است و این خاک حاصلخیز برای کشاورزی مفید است .

خاک نرم در اصطلاح محلی پلک این خاک بسیار نرم است که این خاک بیشتر در پشت سد های خاکی و آب بند ها جمع می شود .

اسپیت خاک یا همان خاک سفید که که به آن حاجگل می گویند خاکی بسیار ریس است که بجای گچ سفید و سفید کردن خانه ها از این نوع خاک استفاده می کنند .

پوشش گیاهی

به علت قرار گرفتن در ناحیه نیمه بیابانی و همچنین به علت باران کم و نا منظم در این منطقه گیاهانی که بتوانند در برابر گرما و خشکی هوا مقاومت دارند رشد می کنند و این گیاهان با فاصله زیادی میرویند پوشش گیاهی بیابانهای اطراف بصورت استپ می باشد و گیاهان اطراف آن بیشتر به صورت خردار می باشند . گونجت و دولک دنک پوتار بون لاتیگ و پترونک و اگالینچ از جمله گیاهانی هستند که در بیابان و اکثر اً در فصل بهار رشد می کنند.

 درختان پراکنده این ناحیه گز و کهور و کنار – پسته وحشی (گون) و گیلاس وحشی (تی تل) پیر –گیشتر (شیطرج ) چش (مغیلان) و چگرد و کسیر از جمله گیاهانی هستند که در بیابان و کوههای اطراف رشد می کنند .

گیاهان داروئی

در کوهستانهای اطراف چانف گیاهان دارویی از قبیل

ازگند (بهمن بری): برای سرفه و تنگی نفس و برای درد چشم از آن استفاده می کند

چش (مغیلان): جشانده آب برگ آن برای رفع دل درد و سوزش مجاری ادرار و شیره و پوست آن برای رقت منی و سرعت انزال جریان منی مفید است .

سداپ :  مسکن درد گوش و زیاد کننده هوش و مقوی معده است

کوهی بتاگ : بادمجان بری برای سرفه و تنگی نفس درد پهلو و سیاه کننده موی سر .

گواتگ (شوت ): هضم کننده و برای ضعف معده و سنگ کلیه و امراض سینه.

کزین ارواح : برای ریش و زخم (فقیرا )

حَرهِچک (خار شتر ) : دافع یرقان

پینلوک (پیاز دشتی ) : برای مری و درد سر و درد گوش و تقویت حنجره

نَدَک(کور گیاه) : بای درد دندان و دفع سختی طحال

گیشتر (شیطرج ): شیره و آب آن با سرکه دافع برص و خارش و برای درمان بعضی زخمها و و برای در آوردن خارهایی که به بدن می روند .

کارچک و شینزگ: هر دو برای سوزاک و سوزش محل ادرار

گواتام ،گنداکو و پنیر

درنه برای درد شکم و پیچش شکم

پورچینک : دفع اسحال

گردر : برای دست و پا درد و تقویت اندامها

جمعیت

در سال ۷۸جمعیت کل استان چانف ۱۴۹۹ نفر بوده که جمعیت مرد آن ۷۷۷نفروجمعیت زن

آن۷۲۲نفر می باشد.

نرخ خام زادوولدسالیانه۲۵نفردرسال است ونرخ خام مرگ میرسالیانه حدود ۷نفردر سال        می باشدومیزان مرگ میر در بزرگسالان بیشتر از کودکان استدر گذشته به علت زیاد بودن جمعیت زوجهای جوان وشرایط خاص روستاباعث افزایش جمعیت شده بودوتعداد افراد یک خانواده ازنظر روستایئان دارای اهمیت بوده وهرچه تعدادفرزندان بیشتر بود در آینده امکان تولیدبیشتری خواهند داشت وتعداد افراد خانواده ۶الی۱۰نفراست.

ولی امروزه به سبب ارتباط با مراکزشهری وازدست رفتن موقعیت های قبلی افراد مردم بیشتر به کارهای صنعتی مشغولند تا به کشاورزی وجمعیت جوان روستا برای پیداکردن شغل مناسب

راهی شهرهاشده اندوروستاخالی از جمعیت حوان است واین امرسبب کاهش محصولات کشاورزی شده ورشدسریع جمعیت وخشکسالی های پی درپی باعث افزایش بیکاری شده در گذشته بعلت نبودن امکانات بهداشتی ووسایل حمل ونقل وارتباط ،مرگ ومیر در حد بالایی قرار داشت ولی اکنون وجود خانه های بهداشت ومراکز درمانی ورعایت بهداشت عمومی باعث پایین آمدن مرگ ومیربخصوص در نوزادان شده است..

در گذشته میزان مرگ و میردر کودکان ونوزادان ۱۵نفردرسال بود ولی در طی ده سال گذشته وحال میزان مرگ ومیر در کودکان کاهش یافته سال ۷۸میزان مرگ میر در نوزادان۳نفر بوده وجمع کل مرگ و میرسالیانه حدود ۷نفراست…

دولت با برنامه های تنظیم خانواده تا حدودی توانسته اززادوولد بی رویه جلوگیری کنددولت برای این کار از طریق ارئه برنامه ها به مراکز بهداشتی ودرمانی از طریق راهنمایی زوجهای جوان وتوصیه کاربردوسایل جلوگیری از رشدجمعیت تا کنون به موفقیت هایی دست یافته وبسیاری از زوجهای جوان که مایل به داشتن خانواده ای کم جمعیت هستند .از توصیه ها

و برنامه برای تنظیم خانواده استفاده می کنند….

ترکیب ساختمانی جمعیت

جمعیت این روستا از پنج طایفه ریئسی،مبارکی،درزاده،نوکری و استادی تشکییل شده است.ریئسی هابه سه فامیل ریئسی و جعفری وملازهی تقسیم می شوند که در قسمت م

جمعیت شاغل و بیکار

 

بعلت فقر اقتصادی و نبود امکانات تولیدی وکمبود آب حدود۳۰درصد مردم بیکارند وجوانان و سایرافرادکه به زمین متکی بودند زمینهای کشاورزی را ترک کرده وبرای پیدا کردن شغل به شهرهاوبنادرجنوب و کشورهای شیخ نشین خاشیه خلیج فارس مهاجرت کردند حدود ۴۰درصد جمعیت شاغل در بخش کشاورزی و۲۰درصد جمعیت شاغل در بخش خدمات مشغول به کارندوحدود۳۰درصدجمعیت بیکارند و در درصدجمعیت در خارج از روستا ودرکشورهای شیخ نشین مشغول بکارند………

نداشتن امکانات وتسهیلات برای تحصیل افراد محصلان وقتی که دوران متوسطه را به پایان می رسانند ترک تحصیل کرده وبرای پیدا کردن کار راهی شهرهای جنوبی می شوند

 

مهاجرت

مهاجرت:به حر کت مر دم از یک نقطه جغرا فیایی  به نقطه دیگراطا ق می شود دو نوع مهاجرت داخلی و بین المللی در این روستای به وضوع دیده می شود عده ای از افراد بعلت کمبود در آمد ومواد غذای و بعضی ها برای یا فتن مو قعیت ها ی زند گی بهتر بعضی دیگر به لحا ظ امنیتی و موقعیت ها ی شغلی دست به مهاجرت می زنند واز طرفی جاذبه های شهری ووجود شغلهای کاذب عدۀ زیادی از جوانان به شهرها مهاجرت کرده اندوبیشتر جمعیت جوان روستا به بنادر جنوبی ایران مهاجرت کرده اند …

وتعداد زیادی از مردم روستا به دلایل اقتصادی ودرآمد کم برای کار به کشورهای شیخ نشین خاشیه خلیج فارس مهاجرت کرده اند.

محصلان ودانشجویان بعلت نبود امکانات ومناسب نبودن روستا به شهرها و عده ای دیگر برای دور شدن از جنجالها و اختلافات قبیله ای وقومی و به لحاظ امنیتی به کشورهای همسایه مهاجرت کرده اند….

 

 

 

سواد

سواد وسواد آموزی پدیده ای است که اخیراً بدان توجه زیادی می شود تا پایان سال ۱۳۶۷ از کل جمعیت بالای ۱۰سال ۳۰%را افراد با سواد را تشکیل میداد که بیشتر آنها مرد بودند ولی تا پایان سال ۱۳۷۸حدود ۶۷% جمعیت را افراد باسواد تشکیل داده اند  که حدود ۲۶%را زنان و ۴۱%را مردان ودر حال حاضربه حول قوه الهی اکثر جمعیت روستا از نعمت سواد برخوردارند………

نژاد

نژاد مردم این منطقه به طبع نژاد آریائست به سب موقعیت جغرافیایی منطقه ودور بودن از تهاجم مغول و تیمور و اعراب و یونانیان و سایر اقوام و ملل قوم بلوچ نژاد خود را بخوبی خفظ کرده است .

کمیسیون ملی یونسکو در بارۀ نژاد بلوچ چنین می گوید .« بدون شک قوم بلوچ از همین قوم آریایی جدا شده و پس از گذشتن از مناطق شمالی به جنوب آمده اند و نزدیکی زبان بلوچی به زبان باستانی مؤید این تصور است قوم بلوچ ایرانی همانند کرد وتاجیک و سیستانی شعبه ای از نژاد ایرانی هستند » اغلب پژوهشگران ایرانی وخارجی معتقدند که نژاد ایرانی خاصه نژاد بلوچ از زیباترین نژادهاست وبه قول:«اوژن اوبن فرانسوی در سلسله جبال غربی و جنوبی  کردها،لرهاوبلوچها از نژاد خالص ایرانی می باشند که کاملاًدست نخورده باقی مانده اند»…

در فرهنگ معین نیز چنین آمده نا طوایفی که در بلوچستان ایران ونیز سیستان وسند و پنجاپ

همچنین عدۀ کمی از آنها نزدیک مرو در ترکمنستان شوروی سکونت دارند وزبان آنها بلوچی است بلوچهای ایران متقسم به چند طایفه اند که بعضی منقسم به چندین تیره می باشند بلوچها ظاهراً مقارن با حمله سلجوقیان به کرمان با اقوام بیابانگردی به نام کوچ و قفص وبلوچ مواجه شدند .

زبان و لهجۀ آن شعبه ای از گویشهای مکرانی است و کلمات پراکنده ای نیز بصورت انگلیسی وعربی در زبان مردم این منطقه وجود دارد کلمات انگلیسی در زمان تسلط انگلیسیها بر این مناطق وارد زبان ولهجه این منطقه شده وکلمات نیز توسط افرادی که برای کار به کشورهای عربی خاشیۀ خلیج رفته اند به مرور زمان در این لهجه گنجانده شده اند ..

دین ومذهب

تمامی مردم این روستا سنی حنفی مذهب هستند وبه اعتقادات دینی بشدت پایبند هستند مردم ارادت حاصی به پیامبر و واصحاب رسول الله وخلفاء راشدین واهل بیت پیامبر دارن بطوری که افعال یاران پیامبر خدا بصورت ضرب المثل والگوی اکثر جوانان وپیرمردان است

در عدالت و جنگاوری از عمر فاروق وعلی مرتضی نام می برند و

ودوستان وفادار را یا نماز خطاب میکنند

مردم منطقه به روحانیون وعلما خود مولوی خطاب میکنند

ویکی دیگر از سنتهای قدیم دوران پیامبرنیز بصورت گروهی جماعت تبلیغ برای ارشاد و راهنمایی مردم وگوشزد کردن احکامات ودستورات قرآن وسنت پیامبر از روستایی به روستای دیگر یا از شهری به شهری دیگروحتی به کشور های غربی و آمریکایی برای تبلیغ دین اسلام رهسپار می شوند و جماعت تبلیغ هایی که برای تبلیغ به کشورهای اروپایی و آمریکایی رهسپار می شوند علما و شخصیت های مذهبی و مولوی هایی هستند که سطح سوادشان زیاد است و به زبانهای کشور مورد نظر تسلط دارند .

مراسمات مذهبی از جمله میلاد رسول که هفته وحدت است بصورت با شکوه برگذار می شود .

مردم این روستا از گذشته تا به حال تمامی ایام و اتفاقاتی که رخ می دهد بوسیله روزها و ماههای هجری قمری به ثبت می رسانند و ماههای هجری شمسی بعد از انقلاب اسلامی رواج پیدا کرد .

اعیاد مذهبی :عید سعید فطر و عید قربان از اهمیت زیادی برخوردارند .

در این دو عید تمام اهالی روستا لباس نو می پوشتند و به سوی عید گاه حرکت می کنند. بعد از سخنرانی مولوی و خواندن نماز عید تمامی مردم تمامی مردم از یکدیگر حلالیت می تلبد و همدیگر را در آغوش می گیرند بعد از اتمام مراسم حلالیت به خانه های خود رفته و از پدر و مادر و اهلبیت خود حلالیت می طلبند و رسم بر این است و چنانچه شخص در حق دیگری ظلم کرده تا سه روز عید کسانی را که ندیدند به خانه هایشان رفته و از آنها حلالیت و بخشش می طلبند.

پوشاک

لباس مردانه بلوچی از پیراهن بلندی که تا سر زانو و گاهی هم پایین تر بوده و به طور متوسط از سه الی پنج متر پارچه تشکیل شده است که به آن جامگ(jamagh) یا پشک(pashk( و در بعضی دهات به آن کمیس(kamis )(که همان قمیص عربی است ) می گویند . وشلوار نیز تشکیل شده از همان پارچه وهمرنگ و همنوع با همان پارچه دو تا سه متر که از کمربند نخی به نام  (آهنجگ(ahenjagh)یا نشپیل(neshpil) )استفاده می کنند وبعضی از مردان بلوچ شال یا لنگ(longh )به سر خود می بندند

که آن را پاگ(pagh) می نامند وعده ای دیگر نیز کلاههای مشکتی(mashkati)و کلاه کلی (koli)پاکستانی به سر می گذارند…

لباس زنان نیز لباسهای دست دوزی شده که بلندوگشاد وتا زمین ۱۰تا۳۰سانتی متر فاصله دارد که لباس زنان شامل چند تکه برجسته دست دوزی شده است.بالای تنه به آن( جیگ (jeigh) می گوینداز روی شکم تا انتهای دامن که به آن( پندول(pendool)وبه سر آستین که به آن( آستینگ(asting)وبه سرپارچه های شلوار که به آن( پادگ(padag)یا (پانچک(panchak)می گویندکه با نخ های رنگارنگ به طرح های مختلف دوخته شده وبه روسری زنانه (سریگ(sarig)می گویند وخاشیه رو سری ها با نخ های رنگارنگ دوخته شده که به اصطلاح محلی (کریشی(koreshi)می گویند…

مسکن

خانه ها و مسکن روستا به تبع مقتضیات طبیعی عموماً از خشت و گِل و مصالح سنگی و چوبی ساخته شده اند ساده ترین نوع مسکن در دهات ودر میان دامپروران اطراف خانه ساده و گنبدی شکلی بنام تیپ(tip) یا گرد تیپ(gerdtip)می باشد که از برگ و چوب درختان بحصوص برگ درخت خرما وچوب درخت گز(gaz)و برگ درخت پهن برگ (doz)ساخته می شود گاهی قسمت پائین چوبها را با گِل میگیرند و انبار های غله روستائیان نیز به همین شکل است ولی بیسشتر خانه های داخل روستا گِلی و خشتی و سنگی هستند وبرای پوشش سقف آنها از چوب وتنه درخت خرما استفاده می کنند.

اخیراً مسکن روستا تابع تحول مواد و مصالح ساختمانی شده است و این نیز با مقتضیات و سطح زندگی و درآمد مردم نیز مرتبط است .

چند سالی است که استفاده از تیرآهن و آجر و سیمان در ساختمانها راه پیدا کرده و ازاین رو تعداد مساکن و خانه هانیز افزایش یافته و نسبت به گذشته ساخت ظاهری خانه ها و اسکلت بندی و بافت روستا نسبت به گذشته در حال تغییراست.

عید سعید قربان مبارکباد

بسم الله الرحمن الرحیم

روز عرفه ، روز شناخت حق( عرفه ، روز شناختن)

روز نهم ذی الحجه است؛ اکنون، حج ، آغاز شده است ، حج اکبر! …

آغاز سفری بزرگ است ، احرام بپوش و از مکه بیرون آی.

شگفتا اکنون باید کعبه را رها کنی ، مکه را پشت سر گذاری! …

و اینک سفری که آغاز می شود ، سفر از کعبه ، ترک مکه ، چیست؟ حج اکبر!

آهنگ کعبه کردن ، حج نیست، قبله حج ، کعبه نیست. در آغاز چنین می پنداشتی، این خطاست. اکنون بیاموز که حج، « به کعبه رفتن » نیست ، « از کعبه رفتن» است …

اکنون ،تو ، ای که در بلندترین نقطه بندگی به «آزادی» رسیده ای … شایستگی آن را یافته ای که بگویندت: « از کعبه بگذر» !تو خود اینک از کعبه نزدیک تری!…

تو تا «خدا» برو!

نه دیگر «حج خانه» ، که حج « خدای خانه» کن.

اینجا سخن از « جهت» است ، نه « سرمنزل»، سخن از « به سوی کعبه» است نه « کعبه»! …

در « کعبه » نیز مایست! در حرم نیز ممان !

« تا کعبه» کعبه قبله بود ، تا جهت را گم نکنی ، تا قبله های دیگر نفریبندت،

« در کعبه » قبله جای دیگری است ،

آهنگ آنجا کن، آهنگ سفری بزرگ ، بزرگ تر از سفر کعبه: حج اکبر!

این است که روز عزیمت، هر کجا هستی ، لباس احرام بپوش و « از مکه بیرون آی» ! که

حج بزرگ تر «قبله» در «قفا» نهادن است ، از « کعبه » شریف تر کجاست ؟ می روی تا ببینی!

عرفات …

روز نهم ، وقوف در عرفات …

[ که در این وقوف ، تو خود مسافری ، رهگذری …] که در این سفر خدا منزلگاه نیست، « جهت» است! این است که حج آهنگ مطلق است.

این است که اینجا سفر نیست، که سفر را نهایت است ؛ زیارت نیست، که زائر را مقصدی است ؛

حج است ، آهنگ مطلق ، قصد مطلق، مقصود هست و مقصد نیست! …

« عرفات » ، سخن از « شناخت » است ، « علم» !

پس « عرفات» آغاز است ، آغارآفرینش ما در این جهان!

اکنون به « عرفات» رسیده ایم ، در دورترین فاصله ای که در این سفر می توان با کعبه داشت.

جلگه ای خشک، مواج از ماسه های نرم ساحلی ، در میان تپه ای خرد ، سنگی ، که در « حج وداع»، پیغمبر آن را برای ابلاغ آخرین پیامش به مردم ، منبر گرفته بود …

در اینجا هیچ چیزی برای دیدن نیست ،اما بکوش تا

« عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری».

در اینجا هیچ تکلیفی نیست؛ در اینجا آنچه باید بکنی برتر از آن است که در قالب «تکلیف» گنجد؛

تأمل!

غنچه فطرتت را در زیر آفتاب پاک عرفات بگیر تا بشکفد، … ،

ای سایه پروردِ ستم! عزلت گرفته جهل! خزه مرداب های امن و آرام ، ای … «من» !

از خیمه ات بیرون آی، در اعماق این اقیانوس ژرف خلایق گم شو ، بگذار آتش ریزِ عرفات بسوزاندت، …

به هر حال آزادی، به هر گونه بخواهی می توانی این روز را بگذرانی، حتی در خواب! همچون همیشه! آنچه اینجا از تو خواسته اند، وقوف است؛ وقوف …

و وقوف درنگ است ، توقفی گذرا ، نه «سکونت» ، نه «سکون» …

برگرفته از کتاب « حج » دکتر شریعتی