کدنویس قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / chanf

chanf

آهوران ، بی ارتباط ترین بخش کشور

در دنیای امروز، حضور اینترنت و بحث استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات تا حدی پررنگ و برجسته شده است که شاخصهای مربوط به فناوری اطلاعات و ارتباطات از جمله شاخصهای مهم در میزان توسعه یافتگی هر کشور محسوب میشوند .بالاتر بودن این شاخصها، بیانگر بسترسازی، برنامه ریزی مطلوب و نیز میزان و سرعت انطباق جامعه با پیشرفتهای تکنولوژی و تحولات گریزناپذیر آن در یک کشور است
می توان گفت امروزه تقریباً اینترنت به یکی از نیازهای خیلی ضروری و مورد نیاز تمام جوامع تبدیل‌شده است. در حال حاضر بسیاری از خدمات اجتماعی، اقتصادی، آموزشی از طریق شبکه مخابراتی و زیرساخت های مربوط به آن فراهم می شود.
علیرغم اینکه در برخی از مناطق کشور و استان شاهد پیشرفت زیرساخت‌های مخابراتی و اینترنتی هستیم اما در منطقه آهوران چانف با جمعیتی بالغ بر۱۴ هزار نفر، بیش از ۴۰۰۰ خانوار و دارای ۱۱۲ پارچه آبادی می باشد که از حیث برخورداری از فناوری اطلاعات و ارتباطات محرومترین بخش و از لحاظ رتبه بندی بگیم در پایین ترین جایگاه در کل کشور قرار دارد، که نه تنها اقدامی برای بهبود سرعت اینترنت آن انجام نشده بلکه نسبت به سال‌های گذشته سرعت اینترنت به شدت کاهش پیدا کرده است و حتی مردم گاهی اوقات از انجام ساده ترین امور اینترنتی بخاطر سرعت لاکپشتی آن گله مند هستند و مردم این منطقه قربانی عدم توانایی مسئولان مخابرات استان در ساماندهی و مدیریت صحیح زیرساخت‌های اینترنت در بخش آهوران چانف شده اند.

با توجه به تعطیلی مدارس و برگزاری کلاس ها به صورت مجازی و نبود اینترنت پرسرعت ، دانش آموزان دانشجویان و فرهنگیان با مشکل جدی مواجه هستند مسئله ای که باعث شده برخی از دانش آموزان و جوانان برای دسترسی به اینترنت مجبورند به مکان های مرتفع ( بالای کوه ها و تپه ها و…) بروند و در این سرما امور خود را انجام دهند .
متاسفانه با وجود پیگیری‌های مکرر تاکنون مشکل اینترنت بخش آهوران ، چانف حل نشده و مردم کماکان دچار مشکل هستند/.
از آنجایی که در شرایط فعلی دانش‌آموزان و دانشجویان و کلیه مردم شریف بخش چانف آهوران چشم‌ انتظار توسعه زیرساخت‌های اینترنتی سطح بخش هستند ، انتظار می‌رود مسئولان مخابرات تمام امکانات و همت خود را برای رفع هرچه سریعتر این مشکل به کار گیرند.

در آهوران زیبایی وجود ندارد!!!

شاید برای شما که خواننده باشی کمی عجیب به نظر برسد اما اینو بگم بر خلاف انعکاس های فضای مجازی و عکس های فتوشاپی آن این واقعیت منطقه است اگر زیبایی داشته باشد محدود به فضای طبیعی و خدا دادی آن است نه از ابعاد رفاه و آسایش نه از بُعد بهداشت و نه از بُعد آموزش و نه از بُعد دسترسی به فضای مجازی و ارتباطات جهانی آنم در قرن بیستم !
نشر با اندکی توجه گلایه های ما محدود به حضور مسولین یا بازدید سر سری آن و مهم ترینش در زمان انتخابات نمایندگان محترم است آنقدر ذوق و جدیت در حل مشکلات در این زمان مشاهده میشود اشک ذوق مارا با اشک نداری اشتباه میگیرن
اما زمان که گذشت آهوران هیچ تغییر نکرد نه تنها جاده خاکی آن تا سرباز آسفالت نشد بلکه گرد غبار مسیر سر وضع ما را مالامال غم کرد!
منطقه ما نه تنها تخت پوشش اینترنت نسل سوم و چهارم قرار نگرفت بلکه آنتن و صدای واضح در روستا ها تمنا شد!!
منطقه ما نه تنها از وجود مراکز بهداشت برخوردار نشد بلکه افراد بیمار را خانه نشین کرد آنم از نداری و فقر ، بیمارستانش بماند!!
آموزش ما نه تنها تخت پوشش شاد قرار نگرفت بلکه شاد زیستن را از بچه ها گرفت
شاد از خانه به بالای کوهای سیصد متری رفت شاد بر بالای کوها کپر ساخت ، شاد برای پدر شرمساری آورد…
بر آن شدم از زیبایی آهوران توصیفی زیبا ارائه بدم اما وقتی آهوران را تصور کردم زیبایی در آن ندیدم !!
زیبایی اگر وجود داشته باشد فقط در خنده های کودکان پا برهنه که مهمان میکنند لبخندش را به دوربین عکاس
زیبایی در شهامت مادرانم هست که زن بودن صرفا یک واژه است به دوش میکشد نداری پدر را ، فقر دلبندانش را ، با دسته های پینه بسته اش نقش جان در دل پارچه از سحر تا قمر ،آنچنان طرحی می آفریند که هنرمندان مات و مبهوت این اثر میشوند.
یا زیبایی اگر وجود داشته باشد در قامت پدران است قامتی که زندگی و دست پنجه نرم کردن با مشکلات ، نداری ها ،سختی ها، مجبوری ها ،آنرا در ایام جوانی آنرا خم کرده
زیبایی در قلب صبور و سخی پدرانم است
زیبایی در سفره این منطقه است در اوج نداری بهترین ها را نثار جانت میکنند
زیبایی در لباس های پینه بسته پدر بزگانم است
در چهره های خندان شأن , در قصه های شیرین شأن , در چین های دست هایشان…
… زیبایی های که بیشتر مردمان بلوچستان در آن شریک اند…

@zahed_ahorani.76

آرزوهای کوچک

پای صحبت اهالی منطقه هبودان شهرستان نیکشهر سرزمین مردمانی که رویای آب و جاده و اینترنت دارند:

🖊️ مینا مولایی

شاید سال بعد آب به روستا برسد، شاید سال بعد جاده اصلی دیگر خاکی نباشد، شاید سال بعد چهارخط آنتن تلفن همراه پرپر باشد، شاید سال بعد… . برای اهالی ۱۲پارچه آبادی منطقه هبودان، سال ها یکی یکی پشت سرهم می آیند و می روند اما آرزوها تکراری اند؛ همان هستند که دو سال پیش بود، همان که ۱۰سال پیش بود. چند آرزوی مشخص، کمتر از تعداد انگشتان یک دست… . اینجا هبودان است؛ همانجا که اهالی به آن می گویند آخر دنیا، ولی روی نقشه جغرافیا، اسمش را نوشته اند هبودان، از توابع لاشار، جایی در دل شهرستان نیکشهر و استان سیستان و بلوچستان؛ سرزمینی فراموش شده، دور، چشم به راه و… .

دردمان را به چه کسی بگوییم؟

چه فرقی می کند اهل کدام آبادی باشد؟ اهل حمنتک بالا یا پایین، اهل بیدان یا غلام زمین، لرداپ یا گویاندر، اناری دپ یا چراغ آباد، جوهانی دپ یا گواتکش، درنیکان یا کجگدرپ؟! چه فرقی می کند احمد بلوچ از کدام آبادی با ما حرف بزند، وقتی اینجا همه حرف ها و خواسته ها یکی است؛ همان که سعید می گوید: «وا… که ما چیز زیادی نمی خواهیم. آب لوله کشی زیاد است؟ جاده زیاد است؟»

برای احمد و بقیه اهالی هبودان، عددهای نشسته روی تن تقویم یکی یکی عوض شده اند، زیاد شده اند؛ حالا چند ورق مانده به ۱۴۰۰… احمد همین روزها ۳۶ساله می شود و تا یادش هست اینجا نه جاده بود، نه آب و نه امکانات:«وا… که کسی بتواند این زندگی را دوام بیاورد. ماییم که با این سختی مانده ایم هنوز… زنان مان کولبری می کنند به خاطر آب، دردمان را به چه کسی بگوییم؟  کسی اصلا ما را نمی بیند.»

فهرست آرزوهای آدم های این ۱۲پارچه آبادی، همه شبیه هم است؛ شاید یک جا یکی دلش به رسیدن جاده خوش باشد و یکی آب، یک جا هم یکی چشمش روی صفحه تلفن همراه، دنبال چند خط صاف آنتن باشد، برای حاضری زدن سر کلاس های شاد. اما درنهایت همین چند آرزو شده همان رویای دست نیافتنی بزرگ و کوچک، پیر و جوان، زن و مرد. کولبری به خاطر آب

در هبودان، زن ها کولبرند؛ کولبر آب. زن ها دبه های ۲۰لیتری آب را می گذارند روی دوش شان و بهار باشد یا تابستان، پاییز باشد یا زمستان، از روستایشان می روند تا چند کیلومتر آن طرف تر، همانجا که آب است تا برای خورد و خوراک شان، برای زندگی شان آب بیاورند. از زن های هبودانی، این سرگل است که تا ما را می بیند، پیش می آید. او هم مثل بقیه زنان روستا، سر و صورتش را با چادر پوشانده، کیپ تا کیپ. از بین چهره اش فقط چشم هایش دیده می شود، همان چشم هایی که پر از حرفند، حرف هایی که گلایه می شوند و سرگل می گوید:«بعضی وقت ها سه بار می رویم تا چاه آب و  برمی گردیم. بعضی روزها که آب بیشتر لازم داریم پنج بار هم می رویم.»

چاه آبی که سرگل می گوید، چاه نیست، یک گودال بزرگ است که مردهای روستا توی دل رودخانه نزدیک شان کنده اند، گودالی که خیلی وقت ها آب دارد و بعضی وقت ها هم نه.

در هبودان از این گودال ها روی تن زمین زیاد است، اهالی هرجا را که دست شان رسیده، کنده اند به امید آب؛ همان مایه حیات که اینجا مایه رنج مردم شده. حالا شیرین هم به حرف می آید یک زن هبودانی دیگر درست مثل سرگل:«بچه بودیم دلمان می خواست توی آبادی مان آب داشته باشیم، الان بچه هایمان هم همین آرزو را دارند… مادرهایمان هم همین آرزو را داشتند… این همه مسوول و مدیر آمده اینجا و رفته، آمده قول داده و رفته. پس کی به قول و وعده هایشان عمل می کنند؟!» دریغ از یک جاده معمولی

سعید بلوچ یکی از مردهای همین آبادی است؛ یکی از همان ها که بارها و بارها تا نیکشهر و لاشار رفته برای مطالبه خواسته هایشان. او هم پیش می آید و می گوید:«عمرمان برای رسیدن به ساده ترین چیزها گذشت. هیچ از جوانی مان نفهمیدیم، صدبار رفتیم گفتیم جاده ما خاکی است، صعب العبور است، مگر چقدر هزینه دارد این جاده را درست کنید؟! گفتند سال بعد. این سال بعد هیچ وقت نیامد! باز خدا را شکر که برق داریم، از همین جا تا گودال ها برق می کشیم و با یک لوله و یک پمپ برای بعضی روستاها آب می بریم.»

از هبودان تا نیکشهر فقط ۵۰کیلومتر راه است، اما اهالی برای رفت وآمد به نیکشهر باید ۱۷۵کیلومتر راه را بروند و همان را هم برگردند: «ما باید از این طرف کوه برویم کلی توی راه باشیم تا برسیم به نیکشهر درحالی که می توانند از مسیر کوتاه تر ما را به شهر برسانند، اما همیشه می گویند اعتبار نداریم، بودجه نداریم. اگر جاده درست کردن اینقدر سخت است بقیه جاده های کشور چطور ساخته شده؟!»

سعید راست می گوید، جاده که بیاید خیلی چیزهای دیگر دنبالش از راه می رسد. آن وقت مردهای روستا مجبور نیستند برای رسیدن به آب خودشان آستین بالا بزنند از آبادی شان تا گودال های پر آب لوله بکشند که روی زمین پر بشود از لوله های باریک سیاه رنگی که مثل مار پیچ وتاب خورده اند روی زمین: «می دانید به چه سختی برق می بریم تا موتور آب قدرت داشته باشد کار کند و آب را از گودال بفرستد توی لوله؟ بعضی جاها آنقدر فاصله زیاد است که وسط راه هم مجبوریم یک پمپ بگذاریم.»

در هبودان، گودال ها، پمپ ها، لوله ها، حتی سیم های برقی که روی زمین پخش شده اند، همه در مسیر رودخانه اند، آن وقت اگر دل آسمان مثل دل اهالی پر باشد و یک ریز ببارد، رودخانه پر آب می شود و داروندار اهالی را آب می برد؛ نه لوله ای روی زمین می ماند نه پمپ آب و سیم برقی. اینترنت و آنتن، پر

با سعید که حرف می زنیم بچه های قدونیم قد دورمان حلقه می زنند. بچه ها الان باید مدرسه باشند؟! نه مدرسه های این ۱۲پارچه آبادی هم مثل بقیه مدرسه های کشور تعطیل است، اینجا اما با تعطیلی مدرسه، آموزش وپرورش بچه ها هم تعطیل شده. این بار محسن بلوچ است که از یک مشکل دیگر اهالی صبور هبودان می گوید: «تا وقتی اینجا کرونا زیاد نبود بچه ها سرکلاس بودند و معلم می آمد بعد که اعلام کردند مدارس باید بسته شود، درس بچه های ما هم نصفه نیمه ماند.»

«شاد» اینجا هم مثل خیلی روستاهای محروم و دورافتاده دیگر در دسترس نیست؛ درست مثل اینترنت و آنتن تلفن همراه، فرقی نمی کند کدام اپراتور، اهالی که می گویند پای اپراتورها از نزدیکی هبودان هم رد نشده: «منطقه ما خیلی بزرگ است و تعداد آبادی ها هم کم نیست، یکی دو دکل اصلا جواب نمی دهد، به خاطر همین است که خیلی وقت ها اینترنت نداریم، اصلا اینترنت پیش کش کلا در دسترس نیستیم.»نامه های بی سرانجام

آن طور که محمد رئیسی، فعال اجتماعی و یکی از اهالی لاشار به ما می گوید، هبودان جمعیتی بالغ بر ۱۳۰۰نفر دارد و ۴۰۰خانوار. فهرست مشکلات این مردم طولانی است، اما حل نشدنی نه.  رئیسی در توضیح بیشتر می گوید: «نامه نگاری های زیادی برای مطالبه راه از مسوولان توسط اهالی این منطقه انجام شده است. همین چند روز پیش وقتی آقای وزیر راه به چابهار آمده بود، اهالی یک نامه نوشتند و به هیات همراه آقای اسلامی تحویل دادند، خواسته شان هم از ایشان درست کردن جاده بود. همه ما می دانیم اگر اینجا جاده خوبی داشت، خدمات رسانی بهتری به آن انجام می شد.»

این فعال اجتماع در ادامه از مشکلات دیگر اهالی می گوید، همان هایی را که از زبان خود اهالی هم شنیده ایم؛ بزرگ ترین مشکل از نظر او هم آب است: «اینجا رودخانه فصلی است، وقتی بارندگی می شود، مردها گروه گروه می آیند تا لوله ها و پمپ های آب را از مسیر رودخانه خارج کنند وگرنه همین را هم که دارند از دست می دهند. جای افسوس است که این منطقه با وجود داشتن آب های زیرزمینی خوب این اندازه محروم از شبکه آبرسانی و البته آب بهداشتی است. اینجا هرکس وضع مالی اش کمی نسبت به بقیه اهالی بهتر باشد، لوله و پمپ می خرد و بالاخره با هزار ترفند آب را به خانه اش می رساند، اما خیلی ها هم که ضعیفند، نمی توانند این کار را بکنند و مجبورند خودشان بروند روی کول آب بیاروند.»

او برای ما از مصوبات فراموش شده شورای عشایری نیکشهر هم می گوید؛ از مصوباتی به تاریخ نهمین ماه سال ۹۴. جلسه ای که در آن از فرماندار نیکشهر تا مدیر امور عشایر و مدیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و معاونان میراث فرهنگی و راه و شهرسازی جنوب و آب و فاضلاب روستایی و بخشدار و معتمدین و ریش سفیدان منطقه حضور داشتند. بندهای ۱، ۳ و ۶ این مصوبه به طور مشخص به خدمات رسانی به مردم هبودان اشاره داشت و هنوز هم که هنوز است بعد از گذشت پنج سال تحقق پیدا نکرده است.

منبع:روزنامه جام جم

لزوم توجه بیشتر به مشکلات اینترنت و زیرساخت های ارتباطی بخش آهوران – چانف

 با توجه به پیشرفت ارتباطات و وارد شدن انسان به عصر تکنولوژی اغلب کارهای انسان‌ها به‌صورت آنلاین و از طریق اینترنت انجام می‌شود. می توان گفت امروزه تقریباً اینترنت به یکی از نیازهای خیلی ضروری و مورد نیاز تمام جوامع تبدیل‌شده است. در حال حاضر بسیاری از خدمات اجتماعی، اقتصادی، آموزشی از طریق شبکه مخابراتی و زیرساخت های مربوط به آن فراهم می شود.

علیرغم اینکه در برخی از مناطق کشور و استان شاهد پیشرفت زیرساخت‌های مخابراتی و اینترنتی هستیم اما در منطقه آهوران چانف به جز یک روستا متاسفانه همه روستاهای آن فاقد اینترنت هستند و حتی مرکز بخش فاقد اینترنت درست و حسابی می باشد که نه تنها اقدامی برای بهبود سرعت اینترنت آن انجام نشده بلکه نسبت به سال‌های گذشته سرعت اینترنت به شدت کاهش پیدا کرده است و حتی مردم گاهی اوقات از انجام ساده ترین امور اینترنتی بخاطر سرعت لاکپشتی آن گله مند هستند.

دکل راه اندازی نشده گوانک
دکل راه اندازی نشده گوانک

با توجه به تعطیلی مدارس و برگزاری کلاس ها به صورت مجازی و نبود اینترنت پرسرعت ، دانش آموزان دانشجویان و  فرهنگیان با مشکل جدی مواجه هستند مسئله ای که باعث شده برخی از دانش آموزان و جوانان برای دسترسی به اینترنت مجبورند به مکان های مرتفع،از بالای کوه ها و تپه ها گرفته تا بالای منبع آب بروند و در این سرما امور خود را انجام دهند که این امر چندین بار باعث اتفاقات ناگواری برای چند نفر از اهالی شده است .  با توجه به آمار بیش از ۱۳هزار نفری بخش آهوران و جمعیت بیش از سه هزار نفری دانشجویان و دانش آموزان و فرهنگیان بخش آهوران مردم آهوران  قربانی عدم توانایی مسئولان مخابرات استان در ساماندهی و مدیریت صحیح زیرساخت‌های اینترنت  در بخش آهوران چانف شده اند.

متاسفانه با وجود پیگیری‌های زیاد تاکنون مشکل اینترنت بخش آهوران چانف حل نشده و مردم کماکان دچار مشکل هستند/.

از آنجایی که در شرایط فعلی دانش‌آموزان و دانشجویان و کلیه مردم شریف بخش چانف آهوران چشم‌ انتظار توسعه زیرساخت‌های اینترنتی سطح بخش هستند ، انتظار می‌رود مسئولان مخابرات تمام امکانات و همت خود را برای رفع هرچه سریعتر این مشکل به کار گیرند

نشست صمیمانه جناب آقای مهندس ابابکر نیک نژاد بخشدار محترم بخش آهوران با جمعی از جوانان وفعالان منطقه.

بنام او👆🏻
امروز مورخه۹۹/۰۹/۰۴
نشست صمیمانه جناب آقای مهندس ابابکر نیک نژاد بخشدار محترم بخش آهوران با جمعی از جوانان وفعالان منطقه.
این نشست به میزبانی بخشدار محترم با موضوعیت بررسی مسائل و مشکلات منطقه و همچنین پیگیری مکاتبات انجام گرفت.
اهم مطالب مطروحه به شرح ذیل می باشد:
۱_ تنظیم و تدوین سند آمایش منطقه آهوران
۲_ شناسایی نخبگان و فعالان منطقه و استفاده از توانایی ها و مهارت های آنان
۳_ شناسایی ظرفیت ها و پتانسیل های بالقوه منطقه در حوزه گردشگری
۴_ پیگیری مجدانه بحث اینترنت پرسرعت تا رسیدن به نتیجه مطلوب
۵_ معرفی و ثبت ملی آثار تاریخی و باستانی بخش آهوران

تصاویری از نگاره های باستانی در بخش آهوران:

اسم آهوران را شنیده اید؟

💠 اسم آهوران را شنیده اید؟

✍🏻 صادق سرفرازی

وقتی که به جاده خاکی رسیدیم. گفتم که دیگر حتما انتهای راه است و دیگر روستایی نیست. اما هرچه در این خاکی و گردخاک ها راه می رفتیم در لابه لای این گرد و خاک ها روستاهایی زیبا و نزدیک به هم را می دیدم. زیبا از برون، و داغون از درون، اگر می خواستیم به درون هر کدام سرک بکشیم واژه پرتکرار این روزها را می دیدم که گویا سال هاست در این روستاها بست نشسته و این تک واژه عشق که برخی گویا عاشق اویند واژه محرومیت است، اهالی این روستاها این واژه را نمی شناختن اما با او زندگی می کردن، اما برخی دگر خوب او را می شناسند و از تکه کلام بودنشان تا ذکر صبحگاهی و نطق میانیشان همین لفظ است اما خالی از یکبار دیدن این واژه،

به مسیرم ادامه می دادیم، محرومیت نیز با ما بود تک به تک روستاهای آهوران، نگاهم به کودکی ناز و روستایی دلنواز ایستاد، کودکی بدور از هیاهوی زمان، بدور از سیاست جهان، با پاهایی برهنه و لباسی کهنه

شنیدم مادران این سرزمین نقش پدران را هم به دوش می کشند، مادرانش از سحر تا به قمر سوزن را در تارو پود لباس می بافند نه برای زیبایی زنانه خود، نه آنکه دل دارد و می خواهد ملکه خانه باشد نه آنکه دوست دارد چندی یک بار لباسی نو به تن کند خیر بلکه برای دیگری و آن دیگری نان است، او غم نان فرزندانش را با بهای جان و عمرش می خرد، درود بر مادران سرزمینم، حیف که او اندکی خوشی را که حقش هست، در این جهان و زمان نمی بیند.
اما قرار است تا کی؟ تا کی آهوران سرزمین کوه و رودهای خروشان از توجه ها خاموش باشد؟ چو نوبت به او رسد تحریم برسد، خالی بودن جیب دولت سرک بکشد، بی کفایتی مسئولان خودنمایی کند، بی اهمیتی مسئولین سلام بکند،
ای کاش امیدی بود و ای کاش صدایی بود. تا امیدش انتظارمان را شیرین و صدایی که محرومیتمان را فریاد زند،

چرا ندای محرومیت این سرزمین، بهارستان را تکان نمی دهد، افسوس! دشتیاری مرکز و شمال استان اینجاست! که مردمانش در عوض آب، نان ندارند راه ندارند بهداشت که مخفیست و آموزش تعطیل است چون فضای ارتباطی در کار نیست، سوال اینست چرا وزیر راه آهوران را نشناسد، و برای بهبود راه های نبوده ی آن اندیشه نکند،

مردمان این دیار آشنای محرومیتن، اما لایق آسایشن،

و انتهای سخن، ندای محرومیت این مردمان باشیم، شاید که اندکی از وظیفه انسانیت را به انجام رسانیم.

کلام امروز به پایان رسید، باشد که پایان محرومیت را قبل از پایان عمرمان ببینیم.

دشتیاری به دنبال آب و آهوران به دنبال نان

دشتیاری بدنبال آب و آهوران بدنبال نان

چندین روز است که چانف مرکز آهوران مملو از منتظران است منتظرانی که انتظار کیسه ای آرد را می کشند،
برخی از صدها کیلومتر که چه صعب العبورند راه پیموده و به مرکز رسیده اند اما دریغ از یک کیسه آرد
یکی از دوستان حکایت می کرد: هستند مادران و پدرانی که فرزندانشان را چند روزیست رها کرده و آمده اند در صف دریافت آرد عشایری، اما آرد عشایری که گیرشان نیامده هیچ، بلکه آزاد هم یافت نمی شود. گویا حکایت این است که باید با نان خداحافظی کرد.
به نظرم در آهوران بابا نان داد را باید حذف کرد زیرا پدر از چانف بدون نان آمد.

این دغدغه مردم این سرزمین نه آشنا بلکه غریب است، اما تقاضای ما اندکی توجه از مسئولین عزیز، محبتی از جنس تلاش برای رفع این معضل است.

پیشاپیش دستمریزاد و خداقوت خدمت مسئولین که ان شاءالله بزودی شاهد رفع این مشکل باشیم و با خنده های کودکان آهوران، دنیا و آخرت را شادان زندگی کنیم. و باشد که پدر در برابر فرزندش شرمنده نباشد.

سپاس از همه مسئولین عزیز 🌹

✍🏻 شهروندی از دیار آهوران بی نام و بی نان

به گمانم فراموش شده‌ایم؟!!!سرزمین کهنه آهوران

*به گمانم فراموش شده‌ایم؟!!!*
*سرزمین کهنه آهوران*

به گمانم فراموش شده‌ایم، مدتهاست که فکر میکنم مردم رها شده‌اند انگار کسی به فکرشان نیست، پیک ناامیدانه نماینده مردمی “که اوضاع دولت خوب نیست….” در سفر اخیرش به منطقه، بیشتر ذهن‌ها را به این سو می‌کشاند.
کنون در برهه‌ای از تاریخ هستیم که نام سرعت و تکنولوژی به خود گرفته و بشر بیش از هر زمانی شاهد پیشرفت‌ها چشمگیر در شاخص‌های مختلف اعم انسانی،علمی، آموزشی و.. بوده است، با این حال گویا زندگی در سرزمینم راحت نیست،هنوز هم در بعضی از روستاها از کپرها و محیط‌های نامساعد  برای تشکیل کلاس‌های درس استفاده می‌شود، در حالی که دنیای آموزش مدرنیته قله‌های پیشرفت را یکی پس از دیگری فتح نموده و بنابر ، این سخن جامعه شناسان  که زیر بنای توسعه و بالندگی هر جامعه در آموزش نهفته است، و یکی از مولفه‌‌‌های اساسی آموزش مطلوب در دنیای آموزش، امکانات و ابزارهای  آموزشی هستند با این حال با *امکانات موجود در منطقه آیا می‌شود هم‌سو با دنیای تکنولوژی حرکت کرد؟؟؟!!*
*آیا سطح امکانات و مواد آموزشی  منطقه‌قابل قیاس‌* با ابزارهای آموزش مطلوب  کشور، استان و یا شهرستان است؟؟؟!!!
*با این وجود چگونه و چه کسی مرهم  درد دانش آموزان ترک تحصیل ،که ممکن سرانجامی چون اشک و آه در فضای تاریک دود و اعتیاد عایدشان می‌شود باشند؟؟!!*
گاهی دل آدمی گرفته می‌شود و واژگان هم دیگر شرمسار بیان محرومیت و عقب ماندگی این مرز و بوم می‌شوند به گونه‌ای که با دیدن چهره‌ی آفتاب سوخته کارگران، لمس دست‌های زمخت ترک ترک پدران ، مشاهده‌ی چهره‌ی معصوم کودکان دل آدمی را صد پاره می‌کند، در کنارش وجود مشکلات زیر ساختی و معیشتی فراوان، *افزایش تصاعدی قیمت‌ها به نرخ ثانیه‌ای، نزول توان خرید مردم با برنج ششصد هزار تومانی و آرد نود هزار تومانی و*…. شرمساری پدران بیکار سرزمین کهنه و پر آلام دیده‌ی آهوران را به همراه دارد و شادابی زندگی را از خانواده‌ها ربوده است، تلخی درد فقر را کسانی درک می‌کنند که با این رنج و مصیبت دست به گریبان شده‌اند، *فقر تاریک است آنقدر تاریک که همه چیز را می‌بلعد، رد پای دردناک آن روی صورت خیلی‌ها دیده می‌شود، رنگ پریده،صورت زرد و استخوانی که همه حاصل حاکمیت فقر است*، محله های فقیر نشین در سرزمین آهوران زیاد است،به گونه‌ای که کمتر ردپای توسعه و رشد دیده می‌شود، از *شاخص‌های چون جاده های روستایی گرفته تاجادهای مواصلاتی ، شاخص‌های بهداشتی،آموزشی، رفاهی و پوشش‌های مخابراتی و……*
نلسون ماندلا زیبا می‌گوید” *تا زمانی که فقر در جامعه از بین نرود آزادی هم حاصل نمی‌شود*” پس زمانی که جامعه دامن‌گیر فقر و فلاکت باشد قطعا مردمان آن جامعه هم احساس آزادگی و عزت را در وجود خویش پیدا نخواهند کرد و همواره با برده‌ به شرمندگی به خود،خانواده و…. روزگار از خاطر می‌گذرانند.
اینها و همه اینها و بیشتر از اینها هیچگاه نباید باعث شود که از آینده ناامید شویم ، این کابوس های مکرر به پایان خواهند رسید به شرط آنکه امید را در خود نکشیم.
مطالبات مردم آهوران از نماینده و  مسئولین محترم
– *نبود جاده‌ی استاندار در مرکز بخش و اطراف بخش*
– *عدم استقرار اداره‌جات در مرکز بخش*
– *عدم وجود مدارس شبانه روزی دوره ی دوم متوسطه در مرکز بخش*
– *عدم دسترسی به اینترنت پرسرعت در کل بخش‌*
امیدوارم بتوانیم مرهمی بر زخم‌های کهنه این مردم خسته نهاد که همواره فریادشان سکوت و انتظار بوده است
و *امید به روزی دوخته‌اند که بار دیگر خنده‌ی پیروزی بر شرمندگی بر لب‌هایشان نقش ببندد* .

*حَکّ نَئ یَئ چیزئ که رَسی مُپتا، بَلکِین حَکّا بایِدن پَد بِجَن حَکّ دار*
                                       

                       ✍️اکبر بلوچی

مشکل گاز بخش چانف آهوران تا کنون پابرجاست

بیش از چند ماه است که مردم بخش چانف آهوران درگیر مشکل نبود کپسول گاز هستند که علیرغم اینکه مسولان اعلام کردند در حال پیگیری هستیم اما بیش از یک ماه است به نمایندگی های سطح بخش کپسولی برای عرضه داده نشده و مردم کماکان با قیمت بالایی از بازار آزاد و دلال ها کپسول گاز خود را تهیه می کنند آن هم اگر وجود داشته باشد.

طبق شنیده ها در جلساتی هم که بوده عنوان شده که سهمیه گاز چانف که مسولان توزیع قبلا از ایرانشهر دریافت می کردند اکنون باید از نیکشهر دریافت کنند که با این روند بازهم به دلیل مسافت بیشتر چانف تا نیکشهر کپسول گاز با قیمت بیشتری دست مردم خواهد رسید .

متاسفانه به هر دلیل ضعف مدیریت یا ضعف مسولین این مشکل تا امروز چهارشنبه دوم مهر پابرجاست و هیچ کدام از نمایندگی های توزیع کپسول گاز با قیمت مصوب ندارند و مردم مجبورند با قیمت های بالا از بازار آزاد تهیه کنند که مسلما برای قشر ضعیف جامعه و برای اکثریت مردم سطح بخش تهیه آن دشوار است .

متاسفانه وعده ها و پیگیری های مسولین تا کنون نتیجه ای نداشته و مردم همچنان در کنار سایر مشکلات رنج کپسول گاز را هم بر دوش می کشند .